نمایشنامه ی « آموزش وضو »


أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿٣﴾ *****اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ و اَبیها و اُمِّها و بَعلِها وَ بَنیها و بِنتَیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک ***** اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِل فَرَجَهُم ***** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِأذنِکَ وَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . به نام خداوند بخشنده مهربان پروردگارا ! حالا و هميشه ، سرپرست و نگه دار دوستت حجت بن الحسن باش - كه سلام ها و درود هاي تو بر او و نياكانش باد - پيوسته رهبر و ياورش باش ، راهنمايي اش كن و مراقب او باش تا هنگامي فرا برسد كه او را بر روي زمين ساكن كني - زميني كه مردم آن ، مشتاق ديدارش باشند- و زماني دراز او را از آنچه بر زمين است بهره مند سازي ، با اذن و اجازه ات و با رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان !!!!!

  *****   يكشنبه ؛ 28 مهر 1398


به سایت قرآن - عترت - نماز خوش آمدید در این سایت به این سه مقوله اساسی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود.
تا که قبول افتد و که در نظر آید

wWw.Kosar14.IR


متن کامل نمایشنامه « آموزش وضو » جهت استفاده آزاد عموم



 

به نام خداوند بخشنده و مهربان
نمایشنامه ی « آموزش وضو »
( به شما برای باز نشر ، استفاده و اجرا در صحنه ی نمایش اجازه داده می شود در ضمن می توانید تلخیص یا گسترش دهید التماس دعا )

( پیرمرد به آرامی و با خستگی وارد صحنه می شود در وسط صحنه می ایستد و نفسی تازه می کند )
پیرمرد ( در حالی که دست های خود را به آسمان بالا می برد ) : خدایا شکر ، امروز خیلی کار کردم .
امروز خیلی خسته شده ام اما باز خدا را شکر وقت نماز فرا رسیده است باید وضو بگیرم و فوراً به نماز جماعت بروم .
( پیرمرد برای وضو گرفتن حرکت می کند و آستین های خود را بالا می زند )

( غلامحسن و غلامحسین وارد صحنه می شوند )
غلامحسن : برادر آن پیرمرد چه کاری انجام می دهد.
غلامحسین : فکر می کنم او می خواهد وضو بگیرد.
غلامحسن : برویم ما هم وضو بگیریم و به نماز جماعت برویم.

( سپس هر دو به سمت پیرمرد حرکت می کنند اما چندین قدم از او فاصله دارند و از دور وضو گرفتن پیرمرد را نگاه می کنند. )
غلامحسین : صبر کن تا اول آن پیرمرد وضو بگیرد بعد ما وضو بگیریم.
غلامحسن : بله ، تو راست می گویی ما باید به بزرگترها احترام بگذاریم و در هر کاری هم نوبت را رعایت کنیم.

( پیرمرد شروع به وضو گرفتن می کند )
1) دست های خود را خوب و با دقت می شوید.
2) سپس یک مرتبه صورت خود را می شوید ( اولین اشتباه در وضو ؛ در حالی که باید صورت خود را دو مرتبه بشوید )
3) بعد دست چپ خود را از آرنج می شوید. ( دومین اشتباه در وضو ؛ در حالی که باید اول دست راست خود را بشوید بعد دست چپ خود را بشوید )

غلامحسین : برادر متوجه شدی پیرمرد در وضو گرفتن اشکال دارد.
غلامحسن : بله برادر او صورت خود را یک مرتبه شست در حالی که شستن دست و صورت یک مرتبه واجب است اما دو بار شستن صورت و دست ها مستحب است و ثواب دارد ولی اگر سه مرتبه بشوید وضو باطل می شود.
غلامحسین : او صورت خود را یک مرتبه شست و سپس شروع به شستن دست چپ خود کرد در حالی که باید اول دست راست را بشوید بعداً دست چپ خود را از آرنج به سمت دست ها بشوید و آب را از بالا بریزد و بشوید.
غلامحسن : بله برادر اما او پیرمرد است و از ما بزرگتر است و باید احترام او را حفظ کنیم و به او بی احترامی نکنیم. به نظر تو چگونه او را متوجه کنیم که وضوی خود را غلط می گیرد و باطل است.
غلامحسین : برادر من یک فکر دارم بیا برویم و او را متوجه کنیم که اشتباه وضو می گیرد.
( هر دو حرکت می کنند و به پیرمرد نزدیک می شوند و هر دو به او سلام می گویند و پیرمرد هم سلام آنان را جواب می دهد )
پیرمرد : سلام عزیزانم ؛ آیا شما هم می خواهید وضو بگیرید.
هر دو با هم جواب می دهند : بله پدر جان ما هم می خواهیم برای نماز جماعت وضو بگیریم.
پیرمرد : آفرین ، صد آفرین ، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛ لطفاً کمی صبر کنید تا وضوی من تمام شود بعد شما وضو بگیرید. راستی اگر وضو گرفتن را بلد نیستید نگاه کنید از من یاد بگیرید.
غلامحسین : پدر جان ما از شما می خواهیم که بین ما داوری کنی و بگویی کدام یک از ما درست وضو می گیریم و اگر در وضوی ما اشکال است به ما بگویی و وضوی صحیح را به ما یاد بدهی.
پیرمرد : بله حتماً ؛ آفرین ، صد آفرین ، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛ خوب پس اول شما شروع کنید وضو بگیرید تا من نگاه کنم ببینم اشتباه دارید یا ندارید شروع کن وضو بگیر آفرین، صد آفرین، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛
غلامحسن شروع به وضو گرفتن می کند :
1) دو مرتبه دست های خود را خوب و با دقت می شوید.
2) سپس دو مرتبه صورت خود را خوب و با دقت و آرام از پیشانی به سمت چانه می شوید.
3) بعد دست راست خود را نیز دو مرتبه از پشت آرنج به پایین تا دست ها را از بالا به پایین می شوید.
4) سپس دست چپ خود را دو مرتبه به همین ترتیب می شوید.
5) بعد سر خود را با دست راست مسح می کشد.
6) سپس با دست راست روی پای راست از نوک انگشتان تا برآمدگی پا را مسح می کند.
7) و در آخر با دست چپ روی پای چپ خود را نیز به همین شکل مسح می کشد .

پیرمرد دو سه قدم از آنان دور می شود و با خود می گوید : ای وای بر من ، من اول دست چپ خود را شستم و اما او اول دست راست خود را شست نکنه من اشتباه می کنم دوباره به نزد آن دو نفر می رود.
پیرمرد خطاب به غلامحسن ( امّا این بار کمی آهسته و شمرده تر می گوید )  : آفرین ، صد آفرین ، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛ حالا شما وضو بگیر ببینم اشتباه داری یا نداری.
سپس غلامحسین ( مقابل تماشاگران )  نیز مانند برادر خود غلامحسن با دقت و به ترتیب تا آخر به طور کامل وضو می گیرد.
پیرمرد دوباره از آن دو نفر جدا می شود در حالی که به اشتباه خود پی برده است با خود می گوید : خدای من مرا ببخش من وضوی خود را اشتباه می گرفتم.
سپس به سمت آن دو می رود و می گوید : آفرین ، صد آفرین ، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛ با این کار شما ، من متوجه اشتباه خود شدم من هم بعد از این مثل شما وضو می گیرم. ( کمی بلند تر با شور و نشاط بیشتر ) : آفرین ، صد آفرین ، هزار و سیصد آفرین بر شما ؛
و سپس رو به تماشاگران می گوید برای سلامتی این دو برادر و سلامتی خودتان صلوات بفرستید بعد همگی ذکر صلوات را می گویند و از صحنه خارج می شوند.
پایان

=== بازدید امروز: 1
===== بازدید کل: 74



عترت



نماز

  مسابقه 10 سوال پیامکی با جوایز نقدی و تبلت  قرائت زیارت عاشورا با شرکت در قرعه کشی جایزه نقدی