خلاصه ی آموزش تجوید قرآن



آیه ی امروز : أَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ -

أَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿٣﴾ *****اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ و اَبیها و اُمِّها و بَعلِها وَ بَنیها و بِنتَیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک ***** اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِل فَرَجَهُم ***** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِأذنِکَ وَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . به نام خداوند بخشنده مهربان پروردگارا ! حالا و هميشه ، سرپرست و نگه دار دوستت حجت بن الحسن باش - كه سلام ها و درود هاي تو بر او و نياكانش باد - پيوسته رهبر و ياورش باش ، راهنمايي اش كن و مراقب او باش تا هنگامي فرا برسد كه او را بر روي زمين ساكن كني - زميني كه مردم آن ، مشتاق ديدارش باشند- و زماني دراز او را از آنچه بر زمين است بهره مند سازي ، با اذن و اجازه ات و با رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان !!!!!

  *****   جمعه ؛ 13 تير 1399


به سایت قرآن - عترت - نماز خوش آمدید در این سایت به این سه مقوله اساسی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود.
تا که قبول افتد و که در نظر آید

wWw.Kosar14.IR


خلاصه ی آموزش علوم تجویدی قرآن




خداوند متعال در قرآن کریم « مزمل/سوره۷۳، آیه۴ » می فرماید : « ... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا  » « ... و قرآن را با ترتیل بخوان » حضرت علی علیه السلام در باره ترتیل فرموده اند : « الترتیل تجوید الحروف و معرفة الوقوف» یا « حفظ الوقوف و بیان الحروف» در تجوید به نحوه صحیح ادای حروف از مخارجشان و نیز صفات آوایی هر حرف به تنهایی یا در کنار حروف دیگر پرداخته می‌شود. از قواعد دیگری که به آن توجه می‌شود محل وقف و وصل در هنگام خواندن قرآن با توجه به نشانه‌گذاری‌ها و معنی آیات است .
قرآن با هفت قرائت مشهور خوانده می‌شود که در میان هفت قرائت مشهور جهان اسلام قرائت حفص از عاصم از فصاحت و اعتبار ویژه‌ای برخوردار است .
علاوه بر قرائت قرآن مجید لازم است در قرائت نماز هم به رعایت تجوید اهتمام داشته باشیم بنا بر این لازم است که با فراگیری علم تجوید در قرائت نماز و قرآن ، قرائتی صحیح و مقبول داشته باشیم ان شاء الله ؛ در این مختصر سعی شده است نکات مهم و خلاصه ای از تجوید ارائه شود امید است مفید بوده و مقبول حضرت حق تعالی قرار بگیرد. – التماس دعا

صداهای کوتاه و بلند :
صداهای کوتاه شامل فتحه : ـَ یک حرکت ، کسره ـِ یک حرکت  ، ضمّه  ـُ  یک حرکت ؛ منظور از یک حرکت را معمولاً به فاصله زمانی که مثلاً انگشت کوچک و آخر خود از حالت ایستاده به کف دست خود بخوابانیم یک حرکت محسوب می شود.
صداهای بلند در علم تجوید همان صداهای کوتاه را به اندازه دو حرکت بکشیم و ادا کنیم حاصل می شود شامل الف ( ا ) که همان فتحه است که به اندازه دو حرکت کشیده می شود و صدای بلند « ا » حاصل می شود. 2- « ای » که همان کسره که به اندازه دو حرکت کشیده می شود 3- « او » که همان صدای ضمه است که به اندازه دو حرکت کشیده می شود و صدای بلند « او » به دست می آید.
تفاوت صدای کوتاه و بلند در علم تجوید در تفاوت حرکت آنان است یعنی اگر فتحه را به اندازه دو حرکت ادا کنیم صدای بلند « ا » به دست می آید. همچنان که گفته شد صدای بلند « ای » و « او » نیز همین طور به اندازه دو حرکت صداهای کوتاه کسره و ضمّه حاصل می شود.
 نکته مهم :
همانگونه که می دانید اولین کلید مهم لهجه عربی و قرائت قرآن کریم، اداء صحیح حرکات «کوتاه» و «کشیده» است. اگر کمی دقت کنیم در لهجه فارسی بین حرکات کوتاه و کشیده دوگونه تفاوت وجود دارد :
۱ -   فتحه و کسره و ضمّه از لحاظ زمانی کوتاه ، ولی الف، واو  و  یاء مدّی  به صورت کشیده – به اندازه دوبرابر حرکات کوتاه – تلفظ می شوند.(تفاوت کمّی) .
۲ -   صداهای کوتاه فارسی غیر از تفاوت در مقدار کشش، از لحاظ نحوه ی تلفظ هم با صداهای کشیده فارسی مغایرت دارند.(تفاوت کیفی) .
   مثلاً در کلمه فارسی«برادر» برای اداء فتحه حرف«ب»، دهان تقریباً به صورت افقی باز می شود. اما برای تلفظ «الف مدّی» در کلمه «بابا»، دهان به صورت عمودی و پر حجم باز می شود.بنابراین در گویش فارسی هر قدر فتحه را بکشیم تبدیل به الف فارسی نمی شود. و بالعکس اگر الف را کوتاه کنیم، فتحه فارسی نخواهد شد .
   همین تفاوت را عیناً بین کسره و یاء مدّی فارسی و نیز بین ضمّه و واو مدّی فارسی ملاحظه خواهیم کرد: کِتاب – کیف             گُل – گوش
   حالا به قانون لهجه عربی توجه کنید :
   در لهجه عرب، بین صداهای کوتاه و کشیده، فقط تفاوت کمی وجود دارد اما تفاوت کیفی ندارند.بنابراین در عربی فتحه با الف مدّی فقط در میزان کشش متفاوتند اما از لحاظ کیفی عیناً مثل هم تلفظ می شوند.وپس در کله عربی«بَرَزُوا» برای تلفظ صدای کوتاه فتحه«ب»، دهان به صورت افقی باز می شود و دقیقاً در کلمه«بارِزُون» نیز برای الف مدّی، دهان به صورت افقی عیناً مثل فتحه – باز می شود و تنها تفاوتشان در میزان کشش آن هاست.(فتحه کوتاه و الف مدّی کشیده تلفظ می شود .
   لذا در لهجه عرب، اگر صدای فتحه را ادامه دهیم تبدیل به الف خواهد شد. و الف مدّی را اگر کوتاه کنیم تبدیل به فتحه می گردد.(الف مدی دو برابر فتحه است)
   همین قانون عیناً بین کسره و یاء مدّی و نیز بین ضمّه و  واو مدّی عربی حاکم است. مثلاً :
حَفظنا ها – حفیظ            قُل – قولا
اندام های صوتی :
شُش – نای – حنجره – حلق – کام بالا – زبان کوچک – زبان – خیشوم – لب ها – دندان ها
تلفظ 18 حرف فارسی و عربی مشترک است.
تلفظ 10 حرف عربی با فارسی تفاوت دارد.
حروفی با تلفظ متفاوت در زبان عربی و فارسی
ح – ع – غ – و – ث – ذ – ظ – ط – ص – ض
ح: از حروفی است که از حلق ادا میشود.به عبارتی دیگر در هنگام خروج هوا وسط حلق
قدری تنگ میشود،که باعث سایش هوا به دیواره حلق شده،صدای”حاء”تولید میگردد .  مثال:اَحسَنَ،اَحَدُکُم،بِحارُ،حِجابا .
ع: از وسط حلق و با همان شرایطی که مخرج “حاء”داشته ادا میشود با این تفاوت که هنگام
تلفظ “عین”تارهای صوتی مرتعش و صدا آشکار می گردد .  مثال:اَعلَمُ،عَسَیتُم،یُدَعّونَ،نَدعُ .
غ: از حروف حلقی است و مخرج ان نزدیکترین قسمت حلق به دهان میباشد.هنگام تلفظ
غین” همراه با ارتعاش تارهای صوتی میباشد،مثل صدایی که در هنگام غرغره نمودن آب در حلق تولید می شود . مثال:تَغابُنِ،غَرَبَت،غَفورا،فَراغَ
و: در زبان فارسی با چسبیدن لبه دندانهای پیشین بالا به لب پایین تلفظ میشود،اما در
زبان عربی با جمع شدن لبها (غنچه شدن لبها) و ارتعاش تارهای صوتی ادا می شود .  مثال: وَراءَ،وُجِدَ،وَحدَهُ،وَلِیّا
ث: از تماس سر زبان با لبه دندانهای پیشین بالا همراه با دمیده شدن هوا تلفظ میشود .
هنگام تلفظ این حرف،نوک زبان قدری بیرون می آید .  مثال: بُعثِرَ،کَثیرا،ثَمودُ،یَبُثُّ
ذ:هنگام ادای آن تارهای صوتی به لرزه در آمده و صدا آشکار میگردد.باید دقت نمود که
هنگام تلفظ “ذال”وسط زبان پایین باشد و بسوی کام میل پیدا نکند  مثال: اُذکُروا،عَذابَ،کِذّابا،حِذرَهُم
ظ: مخرج”ظاء”با حروف “ذال”و”ثاء”یکی است و همانند”ذال”تلفظ میشود،با این تفاوت
که در ادای حروف”ظاء”زبان به طرف کام رفته،با آن منطبق میشود،که این امر سبب
درشت شدن این حرف می گردد .  مثال: عَظیمُ،حافِظُ،ظُلَلُ،ناظِرَهُ
ص: مخرج”صاد” از برخورد سر زبان با بن دندانهای پیشین یا بالا(در افراد مختلف بصورت
متفاوت دیده میشود)ادا میشود.تلفظ “صاد “درشت ادا می شود .  مثال:فَاصطادوا،قاصِفا،صالِحینَ،صُبّوا
ض: از برخورد کناره زبان با کناره دندانهای کرسی بالا همراه با چسباندن زبان به کام،
تلفظ می شود. مثال:فَضَّلَ،ضَلالاً،نُضیعُ،ضاقَت .
همزه وصل :
تلفظ کلمات ابتدا به ساکن را با همزه متحرکی می خوانند که به آن همزه وصل می گویند : أدْخلوا « ص » کوچک نشانه وصل بودن آن همزه است. همزه وصل در بین دو کلمه خوانده نمی شود و حذف می شود. همزه قطع چه در ابتدا و چه در وسط کلام قرار گیرد همیشه تلفظ می شود : أرسَلَ ، إنَّ ؛ حرکت همزه وصل : 1-  در حروف « ( الف ) » همیشه مفتوح ـَ است. 2- همزه وصل بر سر اسم همیشه مکسور ـِ است. 3- همزه وصل در فعل حرکتش تابع حرکت حرف بعد از ساکن است. که اگر ضمه باشد حرکت همزه وصل هم مضموم ـُ می شود. و اگر حرف بعد از ساکن مفتوح یا مکسور باشد حرکت همزه مکسور ـِ می شود.
تفخیم و ترقیق :
تفخیم به درشت و پُر حجم ادا کردن حروف گفته می شود.
ترقیق تلفظ حرف با صدای ظریف و نازک گفته می شود و بیشتر حروف عربی ترقیق هستند و تعدادی هم تفخیم می شوند. صدای « آ » تابع حرف ما قبل از خود است 7 حرف « ص – ض – ط – ظ – غ – ق – خ  » که چهار حرف : ص – ض – ط – ظ – تفخیم بیشتر دارند و سه حرف غ – ق – خ  تفخیم کمتر است. 19 حرف ترقیق تلفظ می شوند. حرف « لام » و « را » در برخی مواقع تفخیم و برخی مواقع ترقیق می شوند.
صدای کشیده « آ » بعد از حروف ترقیق باید نازک و کم حجم تلفظ شود.
قلقله :
ظاهر کردن صدای حرف ساکن : ق – ط – ب – ج – د  ( معروف به حروف قُطْبُ جَد ) لازم است صدای حرف قلقله در موقع ساکن بودن بیشتر ظاهر شوند ؛ ظهور صدای حروف قلقله نباید باعث حرکت حرف ساکن شود. حروف قلقله مقدار ظهور در وسط کلمه کمتر است و در آخر کلمه بیشتر است در حالت مشدّد موقع وقف بیشتر از مراتب قبلی است.
غُنّه :
صدایی که از خیشوم ( فضای بینی ) خارج می شود مربوط به صدای « ن » و « م » است ؛
1- « ن » و « م » مشدّد دو حرکت کشیده می شود.
2- « ن » با 4 حرف « ن – م – ی – و » ادغام می شود. دو حرکت تلفظ می شود.
تفخیم و ترقیق لام را  :
« لام » همیشه ترقیق ( نازک و کم حجم تلفظ می شود ) فقط در نام جلاله « الله » لام اگر قبل اش فتحه و یا ضمّه باشد تفخیم ( تغلیظ ) می شود اما اگر قبل اش مکسور باشد ترقیق تلفظ می شود.
« راء » در بیشتر موارد تفخیم است و معمولاً حالت تفخیم دارد در 4 حالت : 1- « راء » مفتوح یا مضموم باشد تفخیم می شود.  2- « راء » ساکن ما قبل آن مفتوح یا مضموم باشد. 3- « راء » ساکن قبل از آن ساکن و حرف قبل از آن مفتوح یا مضموم باشد. 4- « راء » ساکن که قبلش یکی از صداهای کشیده « آ – او » باشد.
4 حالت ترقیق « راء » : 1- « راء » مکسور ـ ِ ترقیق می شود. 2- « راء » ساکن و ما قبل آن مکسور باشد. 3- راء ساکن حرف قلبش ساکن و قبل از آن هم مکسور باشد. 4- « راء » ساکن قبل از آن صدای کشیده « ای » قرار بگیرد.
- « راء » در دو کلمه « یُسری – نُذُر » به هر دو حالت می توان تلفظ کرد.
حالت استثنا « راء » : 1- « راء » ساکنی که بعد از همزه وصل قرار گیرد بعد از همزه وصل مکسور باشد تفخیم می شود. 2- در پنج کلمه « راء » ساکن است قبل از « راء » هم مکسور است امّا حرف بعد « راء » از حروف تفخیم باشد ؛ « راء » به صورت تفخیم یا ترقیق تلفظ می شود : قِرْطَاسٍ – إرْصادً – فِرْقَةٍ - مِرْصادً – لَبِالْمِرصاد
« ن » ساکن و تنوین :
4 حالت دارد : 1- ادغام : « ن » ساکن و تنوین با حروف « ی – ر – م – ل – و – ن » معروف به حروف یَرمَلون ادغام می شود. یعنی « ن » ساکن حذف و حرف یرملون مشدّد تلفظ می شود ( مشدّد : یعنی اولی ساکن دومی با حرکت ) که چهار استثنا در قرآن دارد : دُنْیا – بُنْیان – قِنْوان – صِنْوان در حالت ادغام نیز دو حالت دارد : الف) ادغام با غُنّه صدای دو حرکت از بینی در ادغام با : ن – م – ی – و   ب) بدون غُنّه : در حالت ادغام با لام و راء بدون ادا می شوند.
2- اظهار : نون ساکن و تنوین در حروف حلقی « ء – هـ - ح – ع – خ – غ » صدای آن ظاهر می شود.
3- اقلاب :  تبدیل حرف ( قلب ) یعنی نون ساکن قبل از حرف « ب » باشد به حرف « مْ » تبدیل و ساکن می شود. نباید حرف میم کامل ادا شود بلکه به صورت مخفی شده با غُنّه تلفظ شود.
4- اخفاء : نه کاملاً اظهار و نه ادغام همراه با غُنّه و بدون تشدید در مابقی حروف یعنی 15 حرف ن ساکن و تنوین اخفا می شود.
احکام میم ساکن :
3 حکم دارد : 1- ادغام : میم ساکن قبل از میم متحرک ادغام و میم مشدّد می شود. میم مشدد باید غنه آن را رعایت کرد به مقدار 2 حرکت 2- اخفا : اگر میم ساکن قبل از « ب » قرار بگیرد میم با غنه تلفظ می شود. 3- اظهار : میم ساکن قبل از 26 حرف دیگر کاملاً اظهار می شود.
بحث ادغام حروف :
در هر ادغام حرف اول ساکن مُدغم ، و حرف دوم مُدغمٌ فیه 10 مورد قاعده ادغام وجود دارد :
1- ادغام دو حرف مثل هم در کنار هم که اولی ساکن و دومی متحرک ادغام می شود.
2- ادغام « دْ » در « ت» قَدْ تَبَیَنَ = قتَّبَیَنَ
3- ادغام « تْ » در « د » اُجیبَتْ دَعْوَتُکُما = اُجیبدَّعوَتُکُما
4- ادغام « تْ » در « ط» قالتْ طائفة = قالطَّائفة
5- ادغام « طْ » در « ت » اَحَطْتُ = اَحَتُّ درشتی و تفخیم « ط» باید در ادغام حذف شود.
6- ادغام « ذْ » در « ظ »  إذْ ظَلَمَ = إظَّلَمَ
7- ادغام « ثْ » در « ذ» یَلْحَثْ ذَلِکَ = یَلحذّلِکَ
8- ادغام « بْ» در « م» إرکَبْ مَعَنا = أرْکَمَّعنا
9- ادغام « ق» در « ک» فقط یک مورد در قرآن است : نَخْلُقْ کم = نَخلُکُّم
10- ادغام « لْ» در « ر» بَلْ رَفَعَهُ = بَرَّفَعَهُ

مَدْ :
امتداد صداهای کشیده را بیش از مقدار طبیعی مد می گویند به شرطی که بعد از آن ها ( آ-او-ای) سبب مد باشد که عبارتند از : همزه و سکون یا تشدید = سوء – ءَآلْانَ – ضآلّین
انواع مد :
1- مد متصل هر گاه در یک کلمه بعد از صدای کشیده همزه باشد مقدار مد متصل برابر با 4 یا 5 حرکت می باشد ( 4 یا 5 انگشت با سرعت معمولی به کف دست بخوابانید ) حنیئاً – طبوء – جآء
2- مد منفصل : اگر صدای کشیده در آخر کلمه و همزه در ابتدای کلمه ای دیگر باشد. أنّآأنزلنا – توبوإلی- أنّی أعلم مقدار مد منفصل هم به مقدار 4 یا 5 حرکت است می توان به میزان 2 حرکت هم خواند ( سبب مد متصل و منفصل هر دو همزه است)
3- مد لازم : اگر در یک کلمه بعد از صدای کشیده سکون یا تشدید قرار بگیرد مد حاصل مد لازم است. آلْاَنَ – تآمَّة مقدار مد لازم تنها 6 حرکت است. مد لازم در کلمات قرآن و هم در حروف مقطعه وارد شده است. ن وَ القَلَم = نون – صَآدْ – آلم = الف لآم میم
4- مد عارض : فقط در حالت وقف در آخر کلمه بوجود می آید. رَسُولٌ – رسولْ مقدار مَدْ عارض اختیاری بوده می توان از 2 تا 6 حرکت کشید و علامت مد ندارد
5- مد لین : اگر بعد از واو – یاء ساکن ماقبل مفتوح حرفی باشد که ساکن خوانده بشه ، معمولاً در هنگام وقف پیش می آید مَدْ لین بوجود می آید . خَیْرْ  = خَیر می توانیم امتداد بدهیم. یَوْم = یَوْمْ = یَوم ( مد لین بوجود آمد ) مد لین علامت ندارد مقدار آن را می توان به میزان 2 تا 6 حرکت کشید در حروف مقطعه عین از 4 تا 6 حرکت ذکر شده است.
وقت و ابتدا :
استاد شیخ عبداله سجاوندی ، علائم سجاوندی را ابداع کردند :
1- حرف « م » وقف لازم می باشد.
2- حرف « ط » علامت وقف مطلق است خوب است وقف شود.
3- حرف « ج» علامت وقف جایز است ، وقف و وصل هر دو جایز است.
4- حرف « ز » علامت وقف مُجَوَّز است وقف کردن جایز است. ولی اگر وقف نکند و به وصل بخواند بهتر است.
5- حرف « ص» وقف مُرَخَّصْ در صورت کمبود نفس وقف بلامانع است در آیات طولانی از ما بعد محل وقف شروع به قرائت کند.
6- حرف « لا» علامت وقف ممنوع می باشد اگر به ناچار وقف کردیم باید بلافاصله از محل مناسبی قبل از محل وقف ابتدا کند.
علائم دیگر وقف :
1- « قلی» علامت اولویت وقف است این علامت وقف و وصل هر دو جایز است ولی وقف بهتر است.
2- « صلی» علامت اولویت وصل است ، عکس « قلی» است
3- « ؞   ؞ » علامت وقف معانقه در جایی قرار دارد که دو محل وقف در کنار و نزدیک هم است وقف در هر دو موضع جایز است اگر در یکی از مواضع وقف گردد در موضع بعدی نباید وقف کرد.
احکام « ها ؛ ـه - ه »
ها ضمیر : به آخر کلمه می چسبد و به شکل ـه – ه نوشته می شود به معنی او یا آن می باشد له ( برای او ) فیه ( در آن – در او ) همیشه مضموم یا مکسور است هیچ وقت مفتوح نیست.
1- اگر دو طرف « ها » ضمیر قبل از آن و حرف بعدی متحرک باشد اشباع می شود اگر حرکت « ها » مضموم باشد با صدای کشیده او اشباع می شود اگر مکسور باشد با صدای کشیده ای خوانده می شود. لَهُ فِرعون = لهو فرعون  - رَبِه أحَدَ = رَبِهی أحَدَ
2- در صورتی که دو طرف یا یکی از طرفین ساکن باشد ضمیر را با همان یک حرکت خودش ( ضمّه یا کسره ) تنها خوانده می شود: إلیْهِ المَصیر – لَدَیْهِ خُبراً – لَهُ الحَمد 
اگر قبل از « ها » ضمیر صدای کشیده قرار بگیرد نیز با صدای خودش خوانده می شود.
استثنا : « ها » ضمیر فقط در 2 مورد یَرزُقهُ لَهُ ( اشباع نمی شود ) یَخلُد فیهِ مُهاناً ( اشباه شود )
هذه : « ها » مطابق قاعده ضمیر خواهد بود
های سکت : های ساکنی است که جزو کلمه نیست ولی در آخر کلمه می آید و معنایی هم ندارد. همیشه ساکن خوانده شود و فقط در 7 کلمه قرآن آمده است : لَم یَتَسنَّهْ – إقْتَدِهْ – کِتابیهْ – حِسابیهْ – مَالیهْ – سُلطانیهْ – ماهیهْ
- « های » اصلی : در کلمات دیگری به غیر از موارد فوق وجود دارد که جزو خود کلمه و از حروف اصلی کلمه است همیشه با همان حرکت خودش خوانده می شود و اشباع نمی شود : نَفْقَهُ – یَنتَهِ – وَجهَ
در قرآن هفت کلمه وجود دارد که اگر الف بعدش بیاید بر روی این حروف وقف کنیم الف خوانده می شود اگر وصل شود خوانده نمی شود. و بالای آن علامت توخالی می گذارند.
قاعده سکت : یعنی قطع صدا در زمانی کوتاه بدون تجدید نفس سپس ادامه قرائت
تسهیل همزه :
ءَ أعجَمیٌ همزه دوم باید تسهیل شود یعنی همزه دوم با صدایی بین همزه و الف خوانده شود همزه بدون شدت و به نرمی خوانده می شود.
5- اماله در کلمه مَجری ها در سوره ی هود : یعنی حرف « راء » در کلمه مجری ها فتحه «راء» میل به کسره پیدا می کند.
6- اجرای قاعده اشمام : کلمه لا تأمَنَّآ = نون مشدّد در این کلمه اشمام می شود یعنی لب ها حالت تلفظ ضمه به خود می گیرد.

وقف و ابتدا :
نیمی از ترتیل خواندن قرآن شناخت محل وقف های قرآن است.
وقف : قطع صدا در آخر کلمه و تازه کردن نفس برای ادامه قرائت
وصل : یعنی وصل نمودن دو کلمه یا دو عبارت به یکدیگر
ابتدا : شروع به خواندن از جای مناسب را ابتدا می گویند.
روش وقف بر آخر کلمات :
1- اگر آخر کلمه « ة » هر حرکتی که داشته باشد به « ها » ساکن تبدیل می شود. الصلاة = الصلاهْ
2- آخر کلمه تنوین نصب ـً باشد تبدیل به صدای کشیده « آ » می شود.سبیلاً = سبیلآ
3- در بقیه کلمات قرآن آخر کلمات تبدیل به ساکن می شود.
صورت اول و دوم وقف ابدال نام دارد یعنی تبدیل دارد و صورت سوم وقف اِسکان نام دارد.
یادآوری : کلماتی که آخرشان صدای کشیده ( آ – او – ای ) است تغییری در آن ها داده نمی شود.

----------------------------------------
پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمودند:
«ان افضلکم من تعلم القرآن و علمه؛ برترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را به دیگران آموزش دهد».
و در روایت دیگر فرمود: «خیرکم من تعلم القرآن و علمه». ----------------------------------------
امام علی علیه‌السّلام فرمودند:
«قرآن را فرا گیرید؛ زیرا قرآن بهار دل‌ها است». ----------------------------------------