اصول و فروع دین بخش (1)


أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿٣﴾ *****اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ و اَبیها و اُمِّها و بَعلِها وَ بَنیها و بِنتَیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک ***** اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِل فَرَجَهُم ***** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِأذنِکَ وَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . به نام خداوند بخشنده مهربان پروردگارا ! حالا و هميشه ، سرپرست و نگه دار دوستت حجت بن الحسن باش - كه سلام ها و درود هاي تو بر او و نياكانش باد - پيوسته رهبر و ياورش باش ، راهنمايي اش كن و مراقب او باش تا هنگامي فرا برسد كه او را بر روي زمين ساكن كني - زميني كه مردم آن ، مشتاق ديدارش باشند- و زماني دراز او را از آنچه بر زمين است بهره مند سازي ، با اذن و اجازه ات و با رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان !!!!!

  *****   يكشنبه ؛ 28 مهر 1398


به سایت قرآن - عترت - نماز خوش آمدید در این سایت به این سه مقوله اساسی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود.
تا که قبول افتد و که در نظر آید

wWw.Kosar14.IR



اصول و فروع دين

فرق اصول و فروع دین چیست؟
منظور از اصول دین اعتقادهای اصلی و مهمی است که ریشه و زیربنای دین و عقاید و اعمال و رفتار انسان است و اخلاق و اعمال فرد از آنها نشأت می‏گیرد و میوه و ثمره آنها است. اصول دین عبارتند از:
اعتقاد به خدا و یگانگی او و صفات جمال و جلال او از جمله اینکه حضرت حق تعالی عادل است و استحقاق هر چیزی را به آن می‏دهد و به هیچ کسی ظلم نمی‏کند. اعتقاد به اینکه خداوند برای هدایت بندگانش سفیرانی دارد که دستورهای او را به مردم ابلاغ می‏کنند و در هر عصر امامانی گمارده تا هدایتگر و اسوه عملی مردم باشند و اعتقاد به این که جهان را غایتی است به نام آخرت که منزلگاه نهایی و روز دریافت پاداش یا کیفر اعمال یا به عبارت دیگر روز دریافت دسترنج و دستاورد است. اگر کسی به این اعتقادهای اصولی و ریشه‏ای معتقد باشد، در جهت متخلّق شدن به اخلاق متعالی و انجام اعمال صالح سعی و کوشش خواهد کرد و از اخلاق بد و اعمال زشت دوری خواهد گزید.
در کنار این اعتقادهای اصولی و ریشه‏ای، تکالیف مهمی هم وجود دارد که عمل به آنها نشانگر ایمان و اعتقاد فرد به اسلام می‏باشد و آنها را « فروع دین »  نامیده‏اند زیرا با این که اصلی و مهم می‏باشند ولی نسبت به اعتقادهای پیش گفته، ثمره و فرع و نتیجه می‏باشند. این فروع و شاخه‏های اصلی دین عبارتند از نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، دوست داشتن دوستان خدا و دشمنی داشتن با دشمنان خدا.

منابع شيعه در اصول و فروع دين

يكى از بحث‌هاى مهم در شناخت شيعه، بحث در مورد منابع مذهب شيعه است. يعنى بحث در اين باره كه شيعه عقايد و آراى خود در مورد اصول و فروع دين را از كجا و چگونه به دست مى‌آورد، و نقاط اشتراك و امتياز آن در اين باره با ديگر مذاهب اسلامى كدام است؟ شيعه اماميه، اصول و فروع دين اسلام را از چهار منبع به دست مى‌آورد كه عبارتنداز : 1. قرآن كريم، 2. سنت نبوى،      3. احاديث ائمه‌ى اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ، 4. عقل و تفكر عقلى. اينك به تبيين اين منابع چهارگانه مى‌پردازيم :
الف) قرآن كريم :‌ قرآن كريم مورد قبول و احترام همه‌ى مذاهب اسلامى است و از منابع مشترك آنان به شمار مى‌رود، هر چند در چگونگى بهره‌گيرى معرفتى از قرآن و روش فهم مفاهيم و معارف قرآنى اختلاف نظراتى وجود دارد. از ديدگاه شيعه ـ به پيروى از ائمه‌ى اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ـ قرآن كريم نخستين و مهم‌ترين منبع و سرچشمه‌ى عقايد، معارف و احكام دينى است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين باره فرموده است :
«انّ الله تبارك و تعالى أنزل فى القرآن تبيان كلّ شىء حتى و الله، ما ترك الله شيئاً يحتاج اليه العباد حتّى لا يستطيع عبد يقول لو كان هذا أنزل فى القرآن، الاّ وقد انزله الله فيه» ؛ خداوند بزرگ بيان همه چيز را در قرآن نازل كرده است، سوگند به خدا چيزى را كه بندگان (در زمينه‌ى هدايت) به آن نياز دارند، ‌فروگذار نكرده است تا كسى نتواند بگويد اگر اين حكم از خداوند بود، در قرآن نازل مى‌شد، آگاه باشيد كه خداوند آن را در قرآن نازل فرموده است .
آن حضرت در حديث ديگرى فرموده است :
«ما من أمر يختلف فيه اثنان الاّ و له اصل فى كتاب الله عزّ و جلّ، و لكن لا تبلغه عقول الرّجال» ؛ هيچ مسأله‌اى كه مورد اختلاف قرار گيرد، وجود ندارد مگر اين كه اصل آن در كتاب الهى آمده است؛ ولى عقول افراد به آن نمى‌رسد (بنابراين، قرآن به مفسرانى توانمند كه حقايق قرآن را مى‌دانند نياز دارد. )
اصالت قرآن كريم از ديدگاه ائمه‌ى اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تا حدّى است كه هم آهنگ بودن احاديث اسلامى با قرآن از شرايط مقبوليت احاديث است و هرگاه حديثى فاقد چنين ويژگى بوده و با قرآن ناسازگار باشد، مردود خواهد بود.

مصونيت قرآن از تحريف

تحريف در كتاب آسمانى به دو صورت قابل فرض است : يكى تحريف لفظى و ديگرى تحريف معنوى. مقصود از تحريف لفظى اين است كه بر آيات و عبارات كتاب آسمانى افزوده ، يا از آن كاسته شود. تحريف معنوى آن است كه آيات و عبارات كتاب آسمانى به گونه‌اى نادرست تفسير و تأويل گردد كه در اصطلاح آن را «تفسير به رأى» مى‌گويند .
آنچه در مورد تحريف، مورد بحث و گفتگوى محقّقان قرار گرفته تحريف لفظى قرآن، آن هم از جنبه‌ى كاهش است؛ زيرا در اين كه بر قرآن كريم آيه يا سوره‌اى افزوده نشده و از اين جهت تغييرى در آن رخ نداده است مورد اجماع مسلمانان است. اما در موضوع كاهش، برخى توهم كرده‌اند كه آيات يا سوره ‌ها و احياناً كلماتى از قرآن كريم كاهش يافته است. و از آنجا كه در ميان شيعه، برخى ـ خصوصاً در مورد امامت ـ به چنين تحريفى معتقد شده‌اند، مخالفان شيعه به ويژه وهابيان، آن را دستاويز مناسبى براى اعتراض عليه شيعه قرار داده‌اند. اما اين عقيده از نظر دانشمندان بزرگ شيعه مردود دانسته شده، و آنان آشكارا بر صيانت قرآن كريم از تحريف، اعم از افزايش يا كاهش آن، تأكيد نموده‌اند .
از ديدگاه اكثريت قاطع شيعه فرض نخست تحريف در قرآن كريم راه ندارد و قرآن موجود در ميان مسلمانان، همان است كه از جانب خداوند و از طريق وحى بر پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ نازل شده است. بزرگان و برجستگان از متكلّمان، مفسّران و فقيهان شيعه از دير زمان بر اين مطلب تصريح و تأكيد كرده‌اند. شيخ صدوق (متوفاى 381 هـ)، شيخ مفيد (متوفاى 413 هـ)، سيد مرتضى (متوفاى 436 هـ)، شيخ طوسى (متوفاى 460 هـ)، امين الاسلام طبرسى (متوفاى 548 هـ)، علامه حلى (متوفاى 726 هـ) محقق كركى ( متوفاى 940 هـ)، شيخ بهايى (ـ متوفاى 1031 هـ) ملا محسن فيض كاشانى (متوفاى 1090 هـ) شيخ جعفر كاشف الغطا (متوفاى 1228 هـ)، شيخ محمد حسين كاشف الغطا (متوفاى 1373 هـ)، علامه سيد محسن امين (متوفاى 1371 هـ)، امام شرف الدين عاملى (متوفاى 1402 هـ)، علامه امينى (متوفاى 1390 هـ)، علامه طباطبايى (متوفاى 1402 هـ)، امام خمينى ( متوفاى 1409 هـ)، آيت الله خويى (متوفاى 1413 هـ)، برخى از متفكران بزرگ شيعه‌اند كه بر مصونيت قرآن كريم از تحريف لفظى (به كاهش يا افزايش) تصريح كرده‌اند. از آنجا كه نقل سخنان نامبردگان در گنجايش اين بحث نيست،
مطلب دوم اين است كه قايلان به تحريف قرآن (تحريف به كاهش) به برخى از روايات استدلال كرده‌اند كه ظاهراً بر چنين مطلبى دلالت مى‌كند. پاسخ اين است كه اين روايات يا از نظر سند اعتبار ندارند و نمى‌توان به آنها استدلال كرد، يا جعلى و ساختگى بودن آنها آشكار است. اگر احياناً روايات درستى نيز در اين باره وجود داشته باشد، قابل تأويل و توجيه مى‌باشد، و آن اين كه ناظر به تحريف معنوى در آن است نه تحريف لفظي .
اصول دين
اصول دين مقدس اسلام پنج است:
1 ـ توحيد.
2 ـ عدل.
3 ـ نبوت.
4 ـ امامت.
5 ـ معاد.
1 ـ توحيد
توحيد آن است كه انسان بداند جهان را (خداى يكتا) آفريده و به آن هستى بخشيده و همه چيز در دست اوست بنا بر اين آفرينش، روزى دادن، زنده نمودن، سلامتى، مرض... همه و همه به اراده اوست.
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ   چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى‏گويد باش پس [بى‏درنگ] موجود مى‏شود.
دليل بر وجود خدا، آنچه در آسمان مى بينيم از خورشيد و ماه و ستارگان درخشان، ابرها، بادها، باران و آنچه در زمين مشاهده مى كنيم از درياها، جويبارها، ميوه جات، درختان و معادن گرانبهاي طلا و نقره و زبرجد و اقسام پرندگان كه در هوا به پرواز در مى آيند و حيواناتى كه در آبها شناورند و حيوانات گوناگون كه در روى زمين هستند با صداها و اندازه هاى مختلف، و انسان اين موجود شگفت انگيز آفرينش با حواس مختلفى كه دارد: چشم، گوش، زبان، درد، شادى، عصبانيت اندوه و مانند آن. همه اينها ما را به خدائى دانا و بزرگ راهنمائى مى كنند كه به او عقيده منديم و او را پرستش مى نمائيم و از او يارى مى جوئيم و در هرحال به او توكل داريم .خداوند داراى صفات بسيارى است :
مانند (علم) بدين معنى كه او همه چيز را از كوچك و بزرگ مى داند و از قلب همگى آگاهست.
و مانند (قدرت) يعنى: او بر هرچيزى توانا است، بر آفريدن، روزى دادن، ميراندن، زنده كردن و غير اينها.
و مانند (حيات) يعنى: او زنده اى است كه نخواهد مرد.
و مانند (اراده) يعنى: او خواستار كارهائيست كه در آن مصلحت است و هيچگاه كار زيان بخشى انجام نمى دهد.
و مانند (ادراك) يعنى: او همه چيز را مى بيند و همه چيز را مى شنود، گرچه آهسته باشد.
و مانند (قدمت) يعنى: او پيش از هرچيز بوده و همه چيز را آفريده و بعد از همه چيز خواهد بود.
و مانند (تكلم) يعنى: او با هريك از بندگان خالص خود و پيامبران و فرشتگانش كه خواسته باشد سخن مى گويد.
و مانند (صدق) يعنى: آنچه مى گويد راست است و از وعده خود تخلف       نمى ورزد. اينها همه گذشته از اينكه آفريننده و روزى دهنده، و زنده كننده، و ميراننده و بخشنده و مهربان و برتر، و شريف و كريم است، خداى بزرگ از نقص هم بركنار است، بنا بر اين جسم نيست، مانند اجسام ما و از اجزاء مختلفه تركيب نيافته است. و ديدن او امكان پذير نيست نه در دنيا و نه در آخرت.
و عوارض بر او راه نمى يابد، بنا بر اين مريض نخواهد شد، گرسنه نمى شود، خوابش نمى برد و پير هم نمى گردد، در كارهاى خود شريك نداشته ، يكه و تنها است، و صفات خدا عين ذاتش مى باشد.
پس : از ابتداى عالم بوده و قدرت داشته است، مانند ما نيست كه نخست نادان بوديم و سپس دانا شديم، قدرت نداشتيم و آنگاه مقتدر گشتيم. بى نياز است يعنى : نيازى به مشورت و همكارى ندارد و به وزير و لشكرى محتاج نيست.
2 ـ عدل
( عدل از اصول مذهب شيعه به حساب مي آيد . ) بدين معنى كه : دادگر است و به كسى ستم نمى نمايد و كارى را بدون حكمت انجام نمى دهد، بنا بر اين هر چه را مى آفريند و روزى مى دهد و آنچه را مى دهد و باز مى ستاند از روى مصلحت است اگرچه ما نمى دانيم. همانطورى كه اگر دكترى به بيمار خود داروئى داد مى دانيم كه: در آن مصلحتى است گرچه آن مصلحت بر ما پوشيده باشد بنا بر اين اگر ديديم : خداوند متعال كسى را ثروتمند و ديگرى را تهيدست نموده، و يا به يكى شرافت بخشيده و به ديگرى نبخشيده، يا يكى را مريض كرده و ديگرى سالم است، و از اين قبيل كارها... بايد عقيده مند باشيم كه : همه اينها از روى حكمت و مصلحت است گرچه ما به حكمت آن پى نبريم.
چنانچه در روايت آمده كه حضرت موسى(ع) از خداوند درخواست كرد: برخى از دادگريهاى خود را كه در ظاهر مشكل مى آيد باو نشان دهد، خداوند باو فرمود كه: به صحرا رود و بر سر چشمه آبى در كمين بنشيند تا جريانى را مشاهده كند. موسى (ع) بدانجا رفت و ديد : اسب سوارى در سر چشمه پياده شد و پس از رفع احتياج از آنجا دور شد ولى هنگام رفتن فراموش كرد كيسه پول خود را همراه ببرد. پس از چندى كودكى آمد كيسه را برداشت و رفت سپس پير مرد كورى از راه رسيد و مى خواست وضو بگيرد كه دراين هنگام مرد سوار برگشت و چون كيسه پول خود را نديد پير مرد نابينا را بسرقت پولش متهم ساخت، كشمكش بين اين دو در گرفت تا اين كه بالاخره اسب سوار كور را كشت. خداوند به موسى وحى فرمود كه : اسب سوار مال پدر كودك را دزديده بود ، مال را به ورثه پدر (همان كودك) برگردانديم و كور پدر اسب سوار را كشته بود كه اينك به كيفر خود رسيد. اين بود نمونه اى از عدل و دادگسترى خداوند، گرچه از نظر كوته بين ما درست نيست.
3 ـ نبوت
پيامبر به كسى مى گويند كه خداوند متعال به او وحى مى فرمايد پيامبران بر دو دسته اند:
1 ـ پيامبر مرسل: كسى را گويند كه از طرف خدا برانگيخته شده تا مردم را از تاريكى به روشنايي و از باطل به سوى حق و از خرافات به حقيقت و از نادانى به سوى دانش راهنمايى كند.
2 ـ پيامبر غير مرسل: كسى است كه فقط براى خودش بر او وحى مى شود و در رسانيدن احكام به مردم مأموريتى ندارد. تعداد پيامبران يكصد و بيست و چهار هزار گفته شده است. (124000) پيامبران مرسل چند نفرى ( 313 نفر گفته اند) بيش نيستند، اول پيامبران « آدم » عليه السلام و آخر آنان « محمد» صل الله عليه و آله وسلم است.
پيامبران مرسل نيز دو دسته اند :
دسته اول : اولوالعزم به معنی «صاحبان کوشش و ثبات» است و لقب پیامبران بخصوصی است ؛ پیامبرانی که بر عهد خود با خدا و اطاعت از دستورات او تلاش فراوانی کردند. این پیامبران که بزرگترین انبیای الهی هستند، عبارت‌اند از : حضرت نوح ( عليه السلام-  نبي الله ) ، حضرت ابراهیم (عليه السلام-  خليل الله ) ، حضرت موسی (عليه السلام-  كليم الله ) ، حضرت عیسی (عليه السلام-  روح الله ) ، حضرت محمّد مصطفی ( صلی الله علیه و آله  - حبيب الله )
پیامبران اولوالعزم پیامبرانی هستند که شریعت و دین مستقل و کتاب آسمانی داشته‌اند و سایر پیامبران در هر زمانی مامور به هدایت و راهنمایی به شریعت آن پیامبران بوده‌اند.
دسته دوم ـ غير اولولعزم و اينها بقيه پيامبران مرسل هستند.
يهوديان از پيروان موسى عليه السلام و مسيحيان از پيروان عيسى عليه السلام، و مسلمانان پيروان محمد صل الله عليه و آله هستند. ولى دين اسلام مكمل اديان گذشته است، پس بر همه مردم جهان لازم است كه از تعليمات عاليه اسلام پيروى كنند همانطور كه خداى متعال مى فرمايد : وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ هركس غير از اسلام دينى اختيار نمايد از او پذيرفته نمى شود و در آخرت از زيان كاران است.
اسلام تنها شريعت الهى است كه تا روز بازپسين ( قيامت ) برجا خواهد ماند و هيچگاه نَسخ ( جايگزين ) نمى شود.
تا كنون دانستيد كه محمد (ص) آخرين پيامبر الهى است و دينش اسلام است، كه ناسخ همه اديان و تا روز قيامت باقى است، اينك برخى از حالات آن حضرت را ياد آور مي شويم :
محمد(ص) فرزند عبدالله، مادرش آمنه دختر وهب است كه در روز جمعه هفدهم ربيع الاول پس از طلوع فجر عام الفيل در مكه و در زمان سلطنت پادشاه دادگر، (انوشيروان) بدنيا آمده است و در روز بيست و هفتم ماه رجب پس از گذشت چهل سال از عمر شريفش در كوه حرا از جانب خداوند به پيامبرى برانگيخته شد و جبرائيل (فرشته وحى) فرود آمد و اولين سوره قرآن را بر او نازل كرد اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
سپس براى رسانيدن پيامهاى الهى قيام كرد و در مراكز عمومى و ميدان ها   مي گفت : ( اَيُّها النّاسْ قُولُوا لا إلهَ اِلَّا اَلله تُفْلِحُوا ). ترجمه : ( اى مردم بگوييد بجز خداى يكتا خدائى نيست تا رستگار شويد. ) ولى چون اهالى مكه مشرك بودند به استهزاء حضرتش پرداختند، مى خنديدند و آزارش مى دادند تا آنجا كه فرمود : (ما او ذى نبى مثل ما او ذيت).ترجمه : هيچ پيمبرى مانند من آزار نديد و در اول جز چند نفرى انگشت شمار به او نگرويدند، اول كسى كه ايمان آورد امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام بود و پس از او همسر پيامبر حضرت خديجه عليها السلام و سپس دسته اى ديگر ايمان آوردند و چون مشركين به حضرت بسيار ستم كردند، از مكه به مدينه هجرت فرمود، و اين هجرت ابتداى تاريخ مسلمانان شد، در مدينه تعداد مسلمانان افزوده شد و دولت اسلامى روز به روز، رو به پيشرفت و قدرت مى رفت تا آنجا كه بر تمدنهاى جهان و اديان سالفه برترى يافت. در مدتى كه پيامبر اسلام(ص) در مدينه منوره بودند جنگهائى براى مسلمانان پيش آمد كه همگى آنها بر اثر دشمني هاى مشركين بود.
پيغمبر (ص) در تمام جنگها روش صلح و مسالمت را از دست نمى داد و لذا تعداد كشتگان از دو طرف، مسلمان و غير مسلمان به شهادت تاريخ در همه جنگها (كه بيش از هشتاد جنگ بود) از يك هزار و چهارصد نفر تجاوز ننموده است. از زمان بعثت پيغمبر اكرم(ص) تا هنگامى كه رحلت فرمود قرآن كم كم و به مناسبتهايى بر آن حضرت نازل مى گرديد تا اين كتاب بزرگ آسمانى در مدت بيست و سه سال تكميل شد. پيغمبر اكرم(ص) دين و دنياى مردم را منظم و مرتب مى ساخت، طرز داد و ستد و رويه معاشرت و اجراى سياست را تشريع مى فرمود و پس از آنكه اسلام تكميل شد اين آيه نازل گرديد:  ... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...  ترجمه : امروز دين شما را كامل گردانيدم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براى شما بهترين دين قرار دادم.
پس از رنجها و سختيهاى فراوان رفته رفته آثار كسالت در چهره پيامبر اسلام نمودار گرديد و روز به روز شدت مى يافت تا اينكه در روز بيست و هشتم ماه صفر سال يازدهم هجرت جهان را بدرود گفت و طبق وصيت آن حضرت، على(ع) براى مراسم غسل و كفن و دفن و نماز خواندن اقدام كرد و در مدينه در جاى كنونى به خاك سپرده شد پيامبر اسلام (ص) در تمام احوال خود بارزترين نمونه براى امانت و اخلاص، راستگوئى و اخلاق نيك، دانش و بردبارى، گذشت و بخشش، كرم و شجاعت، تقوى و پرهيزكارى، زهد و فضيلت، پاكدامنى و دادگرى، فروتنى و جهاد بشمار مى رفت. بدن شريفش در اعتدال و تناسب بهترين بدنها و صورت مباركش در نورانيت و زيبائى همچون ماه شب چهاردهم درخشان بود.
خلاصه در او همه برتريها جمع و داراى شرافت و بزرگى بسيارى بود محور دانش و دادگسترى و فضيلت و مدار دين و دنيا بود، تا بحال مانندش نيامده و تا ابد نخواهد آمد.
اين بود پيامبر مسلمانان، و اين بود قانون گذار اسلام كه دينش بهترين اديان و كتابش بهترين كتابها است (كه باطل در آن راه نداشته و نخواهد داشت و از جانب پروردگار جهان نازل گرديده است).


- اصول كافى: 1/59، باب الرد الى الكتاب و السنّه، حديث1 .

- همان، حديث 6، ص60 .

- جهت آگاهى بيشتر از دلايل نفى تحريف قرآن و نقد ديدگاه مخالفان به كتاب‌هاى ذيل رجوع شود: الميزان فى تفسير القرآن، ج12، ص114 ـ 133؛ البيان فى تفسير القرآن، ص197 ـ 235؛ آلاء الرحمن فى تفسير القرآن، ص17 ـ 29؛ صيانه القرآن من التحريف .
منبع : علي رباني گلپايگاني- درآمدي بر شيعه شناسي، ص119-157 .

- سوره يس: آيه82

- لغت نامه دهخدا به نقل از منتهی الارب و آنندراج .

- سوره ي آل عمران آيه 85

- سوره ي علق آيه 1

- سوره ي مائده آيه 3

 




موضوعات و مطالب دیگر :

اصول و فروع دین بخش (1)

اصول و فروع دین بخش (2 ) امامت

اصول و فروع دین بخش ( 3)

شرک نسبت به خدا یعنی چه ؟

ارزش صدقه برای بعد از مرگ و چهار توصیه ارزشمند

انجام اعمال به نیابت از همه

حجاب در قرآن و روایات

جواب داد به خدا اعتقاد ندارم به انسانیّت معتقدم ...



*********************************************************


عترت



نماز

  مسابقه 10 سوال پیامکی با جوایز نقدی و تبلت  قرائت زیارت عاشورا با شرکت در قرعه کشی جایزه نقدی