اصول و فروع دین بخش (2) امامت


أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿٣﴾ *****اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ و اَبیها و اُمِّها و بَعلِها وَ بَنیها و بِنتَیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک ***** اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِل فَرَجَهُم ***** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِأذنِکَ وَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . به نام خداوند بخشنده مهربان پروردگارا ! حالا و هميشه ، سرپرست و نگه دار دوستت حجت بن الحسن باش - كه سلام ها و درود هاي تو بر او و نياكانش باد - پيوسته رهبر و ياورش باش ، راهنمايي اش كن و مراقب او باش تا هنگامي فرا برسد كه او را بر روي زمين ساكن كني - زميني كه مردم آن ، مشتاق ديدارش باشند- و زماني دراز او را از آنچه بر زمين است بهره مند سازي ، با اذن و اجازه ات و با رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان !!!!!

  *****   يكشنبه ؛ 28 مهر 1398


به سایت قرآن - عترت - نماز خوش آمدید در این سایت به این سه مقوله اساسی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود.
تا که قبول افتد و که در نظر آید

wWw.Kosar14.IR



4 ـ امامت
( امامت از اصول مذهب شيعه به حساب مي آيد . ) خداوند همانگونه كه پيامبران را تعيين مى فرمايد جانشينان پيامبران را نيز تعيين مى فرمايد و دوازده نفر جانشين براى پيامبر ما محمد(ص) برگزيده است كه آنان همان دوازده امامى هستند كه نزد مسلمانان مشهور، و عبارتند از :
1 ـ امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) پسر عموى پيغمبر ما محمد(ص) و شوهر دختر آن حضرت فاطمه سلام الله عليها.
2 ـ امام مجتبى: حسن بن على عليه السلام كه مادرش فاطمه (ع) دختر محمد (ص) است.
3 ـ امام شهيد: حسين بن على عليه السلام كه مادرش فاطمه (ع) دختر محمد(ص) است.
4 ـ امام زين العابدين: على بن حسين عليه السلام.
5 ـ امام باقر: محمد بن على عليه السلام.
6 ـ امام صادق: جعفر بن محمد عليه السلام.
7 ـ امام كاظم: موسى بن جعفر عليه السلام.
8 ـ امام رضا: على بن موسى عليه السلام.
9 ـ امام جواد: محمد بن على عليه السلام.
10 ـ امام هادى: على بن محمد عليه السلام.
11 ـ امام عسكرى: حسن بن على عليه السلام.
12 ـ امام مهدى: محمد بن حسن قائم آل محمد عليه السلام كه در انتظارش بسر مى بريم.
اين امامان دوازده گانه حجت خدا بر مردم اند و همگى فرزندان رسول خدا(ص) مى باشند و در دانش و بردبارى، فضيلت و دادگرى، پاكدامنى و اخلاق نيكو و همه صفات مانند پيامبر اسلامند، مگر مى شود داراى اين صفات برجسته نباشند؟ زيرا اينان جانشينان پيامبر، و پيشوايان مردم و راهبران اسلام و حجت خدا بر مردم جهانند. اينك حالات هريك را بطور اختصار بيان مى داريم و پيش از امامان به شرح حال دختر پيغمبر(ص)، و همسر على(ع)، مادر امامان فاطمه زهرا(ع) مى پردازيم :
دختر پيامبر (ص) :
فاطمه زهرا ، پدرش فرستاده خدا ؛ محمد بن عبدالله (ص) و مادرش: بانوى بزرگ اسلام، خديجه (ام المؤمنين) است، شوهرش بزرگترين جانشين پيغمبر، اميرالمؤمنين على (ع)  است، و فرزندانش امامان دوازده گانه(ع) مي باشند، در روز بيستم ماه جمادى الثانى و چهل و پنجمين سال تولد پيغمبر(ص) به دنيا آمده و در روز سه شنبه سوم ماه جمادى الثانى ( بنا به روايتي ) يازده سال پس از هجرت پيامبر (ص) در سن هيجده سالگى دار فانى را بدرود گفته است. مراسم غسل و كفن و دفن او را اميرالمؤمنين(ع) بعهده گرفت و طبق وصيت آن حضرت، جنازه او را در شهر مدينه مخفيانه و در جاى پنهانى به خاك سپرد. اين بانوى پر ارج ، در عبادت خدا و پرهيزكارى و فضيلت آئينه تمام نماى پدرش رسول خدا (ص) بود و خداوند در شأن او آياتى چند از قرآن كريم نازل فرموده است، پيامبر اسلام به او (سيده نساء العالمين) يعنى: بزرگترين بانوى جهان لقب داد و او را بسيار دوست مى داشت، تا آنجا كه هرگاه بر رسول خدا وارد مى گشت، حضرت به احترامش از جاى بر مى خاست و به او خوش آمد مى گفت، و او را در كنار خود مى نشانيد و گاهى هم دست او را مى بوسيد و هميشه مى فرمود: خداوندا با خشنودى فاطمه خوشنود خواهد شد و با رنجش فاطمه غضبناك مى گردد.
و براى اميرالمؤمنين(ع) چند پسر به نام : امام حسن و امام حسين و محسن(ع) آورد ولى حضرت محسن به جهت آزارى كه بر او شد، سقط گرديد. او دو دختر هم به نام: زينب ،ام كلثوم(ع) آورد.
امام اول :
امام على اميرالمؤمنين(ع) فرزند ابوطالب، مادرش فاطمه بنت اسد، پسر عموى پيغمبر(ص) و شوهر دخترش و پدر امامان (ع) مى باشد. پس از پيامبر، پيشواى مردم جهان و امير مؤمنان است.
در روز جمعه سيزدهم رجب سى سال پس از تولد پيغمبر(ص) در شهر مكه و در خانه كعبه قبله گاه مسلمانان بدنيا آمد، و در شب جمعه نوزدهم ماه رمضان در مسجد كوفه در محراب عبادت، با شمشير ابن ملجم (لعين) ضربت خورد و پس از سه روز به درجه رفيع شهادت نائل و به سوى پروردگار عالم شتافت در حالى كه سن شريفش شصت و سه سال بود. امام حسن (ع) و امام حسين(ع) مراسم غسل و كفن و دفن حضرت را عهده دار شدند و جنازه مباركش را در نجف اشرف و در همين بارگاه كنونى بخاك سپردند.
اين راد مرد فضيلت داراى برتريهاى بي شمارى است. او اولين كسى بود كه به پيامبر(ص) گرويد و در تمام عمرش به هيچ بتى سجده نگذارده بود، در تمام جنگها پيروزى نصيب او بود، و هيچگاه از ميدان جنگ نگريخت و در قضاوت آنچنان ماهر بود كه پيامبر (ص) فرمود : ( اقضاكم على ) ترجمه : بهترين قاضى در ميان شما على است. و در دانش آنطور بود كه پيغمبر (ص) فرمود: ( انا مدينة العلم و على بابها ) ترجمه : منم شهر علم و عليم در است. (درست اين سخن گفت پيغمبر است) و در حقانيت چنان بود كه پيغمبر فرمود :( على مع الحق والحق مع على ) ترجمه : حق با على است و على با حق است. در باره رعيت دادگر بود و از بيت المال به همگى يكسان مى داد ، در ثروت زودگذر دنيا پرهيزكار بود، هرگاه به سركشى خزانه مسلمانان مى رفت به طلاها و نقره ها مى نگريست و مى فرمود:
اى زرديها و سفيديها برويد غير مرا فريب دهيد (كه من فريب شما را نخواهم خورد) و سپس آنها را ميان درماندگان تقسيم مى كرد، به بيچارگان رحم نموده و با فقرا نشست و برخاست مي نمود، نياز حاجت مندان را بر مى آورد و بر حق حكم مى كرد و به عدالت قضاوت مى فرمود، خلاصه او در همگى صفات مانند پيامبر(ص) بود، تا آنجا كه در آيه مباهله خداوند او را خود پيغمبر دانسته است.
امام دوم:
امام حسن فرزند على بن ابيطالب(ع)، مادرش فاطمه زهرا (س) دخت پيامبر ما محمد(ص) است، نوه رسول خدا (ص) و دومين جانشين آن حضرت، و پس از اميرالمؤمنين او پيشواى مردم است. در روز سه شنبه نيمه ماه رمضان سال دوم هجرت در مدينه منوره بدنيا آمد، و در روز پنجشنبه هفتم ماه صفر سال چهل و نه هجرى بوسيله زهر شهيد شد، برادرش حسين(ع) مراسم غسل و كفن و دفن او را انجام و در مزار بقيع، همين جايگاه كنونى به خاكش سپرد. عبادتكارترين و داناترين مردم عصر خود بود و از همه كس بيشتر به پيامبر شباهت داشت و در زمان خود سخاوتمندترين خاندان نبوت و بردبارترين مردم بود. آنقدر بخشش داشت كه : هنگامى يكى از كنيزان آن حضرت يك دسته ريحان به او تقديم مى دارد به او مى گويد : تو را براى خدا آزاد ساختم و سپس مى فرمايد: خداوند ما را اين طور تربيت داده است:  وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا يعنى: و چون به شما درود گفته شد شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است . و در باره بردبارى آن حضرت گفته اند :
روزى يك نفر شامى آن حضرت را ديد و دهان به ناسزاگوئى گشود. حضرت جوابش نداد، تا حرف خود را تمام كرد سپس به طرف او رفت و بر او سلام كرده با صورتى خندان گفت: اى آقا به گمانم شما غريب هستيد؟ و شايد اشتباه مى كنيد؟! اگر از ما رضايت بخواهى راضى مى شويم و اگر چيزى بخواهى به تو خواهيم داد، و اگر راهنمائى بخواهى دريغ نداريم و اگر از ما سرپرستى خواستى مى پذيريم، اگر گرسنه باشى سيرت مى نمائيم، اگر برهنه باشى لباست       مى پوشانيم و اگر نيازمندى بى نيازت مى كنيم و اگر از جائى رانده شده اى پناهت مى دهيم، و اگر كارى دارى انجام مى دهيم، مرد شامى چون كلمات حضرت امام حسن ( ع ) را شنيد به گريه در آمد ( و فهميد كه دستگاه تبليغاتى و دروغ پرداز معاويه چقدر او را به اشتباه انداخته است؟!) و گفت گواهى مى دهم كه تويى حجت خدا در روى زمين و خدا بهتر مى داند كه : رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد: ( الله اعلم حيث يجعل رسالته).
امام سوم :
امام حسين فرزند على بن ابى طالب(ع)، مادرش فاطمه زهرا (س) دختر حضرت محمد(ص) است نوه رسول خدا و سومين جانشين او است، و پس از برادرش حسن(ع) پيشواى مردم است.
در روز سوم ماه شعبان يك سال پس از برادرش امام حسن(ع) در مدينه منوره به دنيا آمد و در روز شنبه دهم محرم سال شصت و يك هجرى، روز واقعه معروف عاشورا لب تشنه و مظلوم شهيد شد.
پس از سه روز از شهادتش حضرت امام زين العابدين(ع) فرزندش جنازه مبارك او را در همين بارگاه فعلى در كربلا به خاك سپرد. فضائل حضرتش بيش از آنست كه بيان شود، او جگر گوشه رسول خدا بود و پيغمبر مى فرمودند:
(حسين منى و انا من حسين) يعنى حسين از من است و من از حسينم. و در باره او و برادرش حضرت امام حسن فرمود:  (هما ريحانتاى فى الدنيا)  يعنى حسن و حسين جگرگوشه گان منند در دنيا و باز فرمودند: (الحسن والحسين سيدا شباب اهل الجنة) يعنى: حسن و حسين دو بزرگ جوانان اهل بهشتند، نيز فرموده اند:
(الحسن والحسين امامان قاماً او قعداً)  يعنى: حسن و حسين دو امامند، قيام كنند و يا قيام نكنند، حسين(ع) دانشمندترين، و عبادت كارترين مردم و آيينه تمام نماى پدرش اميرالمؤمنين(ع) بود. بيشتر شب ها خودش شخصاً انبان هايى      (‌ كيسه هايي ) پر از خوراك براى مستمندان بدوش مى كشيد كه پس از شهادتش اثر اين دوش كشي ها در شانه مباركش ديده شد، بسيار كريم و بزرگ و بردبار بود كه مى گويند: عرب باديه نشينى ضمن چند فرد شعر از آن حضرت درخواست بخشش نمود و گفت:
لم يخب الآن من رجاك و من          حرّك من دون بابك الحلقة
هركس به تو اميد داشته نوميد نگشته و هر آنكس كه در خانه ات را كوبيده دست خالى برنگشته است.
انت جواد و انت معتمد          ابوك قدكان قاتل الفسقة
تو سخاوتمند و پناه بى پناهانى، پدرت نابود كننده فاسقين بود
لولا الذى كان من اوائلكم          كانت علينا الجحيم منطبقة
اگر راهنمايي هاى پدر و جدت نبود پيكر ما را دوزخ فرا مى گرفت.
سپس حسين(ع) چهار هزار دينار باو داد و از او پوزش خواسته چنين فرمود:
خذها فإنى إليك معتذر          واعلم بأنى عليك ذو شفقة
بگير اين مبلغ را من از تو پوزش مى خواهم و بدان كه نسبت به تو مهربانم.
لوكان فى سيرنا الغداة عصى           امست سمانا عليك مندفقة
اگر در آينده چيزى بدست ما آمد ثروت سرشارى بر تو ريزش خواهد نمود.
لكن ريب الزمان ذو غير          والكف منى قليلة النفقة
اما چكنم كه گردش زمانه به دلخواهم نيست؟! و اينك در دست من ثروت فراوانى نمى باشد.  آرى چنين كسى بود كه با نهضت خونين خود اسلام و دين جدش بلكه جهانى را براى ابد زنده كرد. نهضت حسينى نهضتى بود كه در جهان سابقه نداشت. حسين (ع) پس از برادرش برترين مردم بود كه خون خود را براى آبيارى درخت اسلام اهدا كرد.
امام چهارم :
امام على زين العابدين فرزند امام حسين(ع)، مادرش دختر يزدگرد (پادشاه ايران) است. در روز پانزدهم جمادى الاولى سال سى و شش هجرى در روزى كه جدش اميرالمؤمنين (ع) بصره را فتح كرد در مدينه منوره به دنيا آمد و در روز شنبه بيست و پنجم محرم سال نود و پنج هجرى با زهر كشنده اى مسموم و شهيد گرديد.
عمر شريفش پنجاه و نه سال بود، و در شهر مدينه، قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. در دانش و فضيلت و پرهيزكارى و دادرسى بى پناهان در زمان خود بى نظير بود و علماى ما روايات بى شمار و پندها و دعاهاى بسيار زيادى از آن حضرت نقل كرده اند.
در شبهاى تاريك نقاب بر چهره مى انداخت تا كسى او را نشناسد و انبان هايى از سكه هاى طلا و نقره و يا از غذا و هيزم پر كرده به دوش مى گرفت و درب يك به يك خانه ها مى رفت و از روى قرعه بين مستمندان تقسيم مى كرد، پس از آنكه از دنيا رفت مردم مدينه فهميدند، كسى كه نقاب به چهره داشته و انبان به دوش مى گرفت او بوده است. بسيار خوش داشت كه بر سر سفره او يتيمان و زمين گيران و مسكينان بنشينند، از اخلاق نيك آن حضرت اين بود كه : ماهى يك بار غلامان خود را گرد خود جمع مى كرد و به آنان مى گفت: هركدام از شما زن مى خواهد، برايش همسر اختيار كنم و هركس ميل دارد او را به ديگرى بفروشم خواهم فروخت، هركس مى خواهد آزادش كنم آزادش   مى كنم و هنگامى كه مستمندى از او درخواست مى نمود مى فرمود آفرين برتو كه توشه مرا به آخرت مى رسانى.
آنقدر سجده هاى طولانى مى كرد كه به او لقب سجاد يعنى : بسيار سجده كننده دادند و در اثر سجده بسيار پيشانى و دو كف دست و دو سر زانوانش پينه بست و آن قدر عبادت مى كرد كه به او ( زين العابدين ) گفتند يعنى زينت عبادت كنندگان. هرگاه به نماز مى ايستاد بدنش مانند بيد مى لرزيد و رنگ صورتش زرد مى شد، مردى از نزديكانش به او ناسزا گفت، حضرت ساكت مانده و هيچ نفرمود پس از چندى به سوى او روان شد، حاضرين گمان كردند حضرت مى خواهد جوابش را بدهد، ولى حضرت اين آيه را از قرآن قرائت فرمود: الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ترجمه : همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‏كنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
سپس حضرت به آن مرد گفت برادرم شما جلو من ايستادى و گفتى... و گفتى... اگر راست گفتى و اينها در من بوده است ، از خداوند براى خود آمرزش        مى طلبم و اگر دروغ گفتى و اينها در من راه نداشته است ، از خدا براى شما آمرزش مى خواهم .
امام پنجم :
امام محمد باقر فرزند امام زين العابدين(ع) مادرش دختر امام حسن(ع) در روز دوشنبه سوم ماه صفر يا اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در مدينه به دنيا آمد و در روز دوشنبه هفتم ماه ذيحجه سال يكصد و چهارده به وسيله زهر مسموم گرديده شهيد شد ، سن مباركش پنجاه و هفت سال بود و در مدينه منوره در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
داراى فضيلتهاى بزرگ، سيادت و آقايى، ديانت و دانش سرشار و بردبارى فراوان و اخلاق نيكو و عبادت بسيار و فروتنى و سخاوت بى كرانى بود. در نيك خلقى آن حضرت مى گويند: روزى يك نفر مسيحى به آن حضرت گفت ( العياذ بالله) : تو بقر (گاو) هستى؟ حضرت فرمود: نه، من باقرم (شكافنده علوم) او گفت : تو فرزند آن زن آشپزى؟ حضرت فرمود : اين حرفه او است گفت : تو پسر آن زن سياهرنگ بدكاره زنگى هستى؟ حضرت فرمود : اگر شما راست مى گوئى خدا آن زن را بيامرزد و اگر دروغ گفتى خدا شما را بيامرزد، مسيحى فوراً مسلمان شد.
در دانش مانند درياى خروشانى بود كه به هر پرسشى بى درنگ پاسخ مى داد، ابن عطاى مكى مى گويد : علماى بزرگ كه به خدمت حضرت باقر(ع) مى رسيدند، كوچك مى شدند و بقدرى نزد حضرت كوچك مى شدند كه نديدم نزد هيچكس ديگر كوچك شوند. حكم بن عقبه با آن همه بزرگى كه در نظر مردم داشت، در خدمت حضرت باقر(ع) مانند كودكى بود كه در حضور آموزگارش نشسته باشد، محمد بن مسلم مى گويد: چيزى به خاطرم نيامد مگر آن كه از حضرت باقر(ع) پرسش نمودم و به اندازه سى هزار حديث از آن حضرت پرسيدم، هميشه به ياد خدا بود، فرزندش حضرت صادق(ع) مى فرمايد: ( پدرم بسيار ذكر خدا مى كرد من همراهش بوده و او هميشه تسبيح خدا مى نمود و هرچند با مردم حرف مى زد از ياد خدا غافل نمى گرديد. ) عبادت و پارسايي اش بسيار بود و اشك از چشمانش جارى مى شد.
امام ششم :
امام جعفر صادق ، فرزند امام محمد باقر(ع) مادرش فاطمه (ام فروه) بود. در روز جمعه هفدهم ربيع الاول مصادف با روزى كه پيغمبر(ص) به دنيا آمد، در سال هشتاد و سه هجرى پا به دنيا نهاد و در روز بيست و پنجم شوال سال يكصد و چهل و هشت مسموم شده به درجه رفيع شهادت نايل گرديد، سن مباركش شصت و پنج سال بود. دانش و فضيلت، فقاهت و حكمت، زهد و پارسايى، راستى و عدالت ، نجابت و بزرگى سخاوت و شجاعت و ديگر صفات پسنديده در او بسيار و بي شمار بود : مرحوم شيخ مفيد (ره) مى فرمايد علما آن قدر كه از حضرت صادق(ع) روايت نموده اند از هيچ يك از اهل بيت روايت ننموده اند و راويان مورد اعتماد كه از آن حضرت حديث نقل كرده اند قريب چهار هزار نفرند، ابو حنيفه پيشواى فرقه حنيفه از اهل سنت، از شاگردان مكتب حضرت صادق(ع) بود، حضرت بقدرى پارسا بود كه خوراكش سركه و روغن زيتون بود و لباسش زبر و خشن بود و چه بسا لباس وصله دار مى پوشيد و خودش در باغ به كار مى پرداخت و عبادت و نماز بسيار مي نمود و خيلى از اوقات در نماز بيهوش مى شد. شبى هارون عباسى كسى را خدمت حضرت مى فرستد كه او را به منـزلش دعوت كند. قاصد مى گويد: وارد شدم ديدم حضرت تنها است و گونه خود را برخاك گذارده بطورى كه پشت دستها و صورت مباركش خاك آلود شده بود.
امام هفتم :
امام موسى بن جعفر(ع) ملقب به كاظم، مادرش حميده خاتون (مصفاه) در روز يكشنبه هفتم ماه صفر سال يكصد و بيست و هشت در (ابواء) كه منزلى است بين مكه و مدينه بدنيا آمد و در روز بيست و پنجم ماه رجب سال يكصد و هشتاد و سه پس از مدت چهارده سال كه از روى ظلم و بيداد زندانى شده بود، در زندان هارون عباسى به زهر سم مسموم و به درجه رفيع شهادت نايل گرديد. مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت را فرزندش حضرت رضا(ع) عهده دار شد و در همين مرقد شريف در كاظمين به خاك سپرده شد.
دانشمندترين، فاضلترين، سخاوتمندترين، و شجاعترين مردم زمان خود بود، خوشرفتار و نيك اخلاق بود، فضل و دانش او بر همه آشكار و بزرگ مقام و بلند منزلت بود، عبادتش بسيار و سجده هايش طولانى و آنقدر غضب خود را فرو  مى نشاند كه او را كاظم (فرو نشاننده) ناميدند و آنقدر صالح بود كه به او  (العبد الصالح) مى گفتند.
دانش او در علوم مختلفه بسيار بود و بر همگى اقران خود برترى داشت، حديث مشهور (بريهه) بزرگ مسيحيان نمونه اى بارز از دانش آن حضرت است و پس از آنكه حضرت او را محكوم ساخت اسلام اختيار كرده مسلمان خوبى شد.
در سخاوت آن حضرت گفته اند : هنگامى كه مستمندى از حضرت درخواست يك صد درهم مى نمايد امام(ع) براى اين كه ميزان معلومات او را بدست آورد، چند مسئله از او سؤال مى كند و چون خوب جواب مى دهد دو هزار درهم به او مى بخشد، در قرآن خواندن از همه مردم خوش صداتر و در عبادت و قرائت و قرآن از همگى كوشاتر بود و سجده اش بيشتر از همه طول مى كشيد و در گريه و تضرع بدرگاه الهى بر همه پيشى داشت تا آنجا كه در زندان به حالت سجده از دنيا رفت.

امام هشتم :
امام على بن موسى الرضا(ع)، مادرش نجمه خاتون، در روز جمعه يازدهم ذيقعده سال صد و چهل و هشت (هـ.ق) در مدينه منوره بدنيا آمد، و در روز آخر ماه صفر سال دويست و سه با زهر مسموم و شهيد گرديد.
مراسم غسل و كفن و دفن حضرتش را فرزندش حضرت جواد (ع) عهده دار شد و در بارگاه فعلى در خراسان به خاك سپرده شد. دانش و فضيلت، نجابت و سخاوت، نيك خلقى و فروتنى و عبادات آن حضرت مشهور و نيازى به گفتن ندارد، مأمون خليفه عباسى از حضرتش درخواست كرد كه به جاى وى خلافت اسلامى را عهده دار شود ولى حضرت مقام خلافت را نپذيرفت زيرا از نيرنگ مأمون در اين پيشنهاد با خبر بود و چون حضرت رضا (ع) خلافت را نپذيرفت، مأمون حضرت را ناچار ساخت كه ولايت عهدى را قبول كند حضرت به شرطى به اين پيشنهاد تن در داد كه در امور مملكت و شئون دولت دخالتى نكند.
مأمون گاه و بيگاه مجالسى براى مناظره ترتيب مى داد كه در اين مجالس امام رضا(ع) شركت مى فرمود و دانش فراوان او در باره اديان و مذاهب، همگى را به اعجاب و تحسين وا مى داشت. حضرت رضا(ع) در عبادات كوشش فراوان داشت و بيشتر شب ها را به عبادت سپرى مى كرد و چه بسيار از اوقات كه در هر سه روز يك دفعه تمام قرآن را مى خواند و خيلى اوقات در شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند و گاهى ساعت ها سر به سجود مى نهاد و با خداى خود راز و نياز مى كرد، روزه بسيار مى گرفت و داراى بخشش فراوان بود و صدقات خود را پنهانى، بخصوص در شب هاى تاريك به مستمندان مى رسانيد در آداب معاشرت آن قدر وارد بود كه هيچگاه كسى را با زبان نيآزرد در سخن گفتن دچار اشتباه نمى شد و اگر در مجلسى كسانى اطراف او بودند تكيه نمى نمود، هيچگاه به صداى بلند نمى خنديد و در انظار مردم آب دهان نمي ا نداخت.
وقتى سفره گسترده مى شد همه اهل خانه حتى نوكران را احضار مى فرمود و با آنان در سر يك سفره غذا مى خورد.
امام نهم :
امام محمد جواد فرزند على بن موسى الرضا (ع)، مادرش سبيكه خاتون، در روز دهم ماه رجب سال يكصد و نود و پنج هجرى در مدينه منوره به دنيا آمد و در روز آخر ذيقعده سال دويست و بيست با زهر مسموم و شهيد گرديد. بدن مباركش در كنار قبر جدّش حضرت موسى بن جعفر(ع) در كاظمين همين جايگاه فعلى به خاك سپرده شد. در زمان خود دانشمندترين و فاضلترين و سخاوتمندترين و خوش مجلس ترين و خوش اخلاق ترين و فصيح ترين مردم بود و هرگاه سوار مى شد يك كيسه طلا و نقره همراه خود بر مى داشت و هيچيك از درخواست كنندگان را رد نمى نمود و هركس از عموزاده هايش از او درخواست چيزى مى كرد كمتر از پنجاه دينار باو نمى داد و هركس از عمه زاده هايش از او چيزى مى خواست كمتر از بيست و پنج دينار باو نمى داد از نمونه هاى بارزى كه دانش فراوان حضرتش را بر مردم ثابت كرد اين بود كه : يك سال پس از اعمال حج هشتاد نفر از دانشمندان ممالك مختلف گرد او جمع شدند و از مسايل گوناگون پرسش نمودند، حضرت نيز به همگى جواب فرمودند از چيزهايى كه بسيار شگفت انگيز بود اينكه : در سن نه سالگى مردم بسيارى گرد او جمع شدند و در يك مجلس از او سى هزار پرسش كردند و همه را بدون درنگ و بى غلط جواب دادند.
ولى اين قبيل كارها از خاندان وحى و قرآن به دور نيست، خليفه وقت پس از آنكه بارها حضرت را با پرسش هاى بزرگى امتحان كرد و همه را جواب فرمود، دختر خود را به عقد او در آورد.
امام دهم :
امام على النقى فرزند امام محمد جواد(ع) و مادرش سمانه خاتون است، در روز پانزدهم ماه ذيحجه يا دوم رجب سال دويست و دوازده (هجرى) در مدينه منوره به دنيا آمد و در روز دوشنبه سوم ماه رجب، سال دويست و پنجاه و چهار در سامراء (با زهر سم مسموم و به درجه شهادت نايل گرديد) و در همان سامراء در جايگاه كنونى به خاك سپرده شد.
او با فضيلت ترين، دانشمندترين و سخى ترين و خوش زبانترين و عابدترين و خوش ذات ترين و خوش اخلاق ترين مردم زمان خود بود. (اربلى) ضمن داستانى در باره سخاوت حضرت اين روايت را نقل كرده است كه : خليفه سى هزار درهم براى آن حضرت فرستاد، حضرت همه را به يك عرب بيابانى كه مقروض بود بخشيد و به او گفت: با اين پول قرض خود را مى پردازى و بقيه را صرف خانواده ات مى كنى و مرا از اين مقدار كم معذور مى دارى. مرد عرب عرض كرد : اى پسر رسول خدا آرزوى من كمتر از سه درهم بود ولى خدا بهتر مى داند كه رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد مرد عرب با شادى بسيار پول را گرفت و رفت.
امام يازدهم :
امام حسن عسكرى فرزند امام على النقى(ع) مادرش (جده) در روز دو شنبه دهم ربيع الثانى سال دويست و سى و دو هجرى به دنيا آمد و در روز جمعه هشتم ربيع الاول سال دويست و شصت با زهر مسموم و به شهادت نايل گرديد.
مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت را فرزند برومندش امام زمان(عج) عهده دار شد و در جوار پدرش در سامراء در بارگاه كنونى به خاك سپرده شد. فضيلت و دانش، شرف و نجابت، بزرگى و عبادت فروتنى و مكارم اخلاق آن حضرت بر كسى پوشيده نيست.
بسيار خوش اندام و زيبا چهره و با آن كمى سن داراى ابهت و عظمت خاصى بود و در اخلاق عيناً به پيغمبر(ص) مى ماند، در باره كرم آن حضرت از اسمعيل روايتى رسيده است كه مى گويد : در سر راه حضرت نشستم هنگامى كه از جانب من عبور مى كرد برايش سوگند ياد كردم و اظهار نياز نمودم حضرت فرمود: آيا به دروغ به خدا سوگند مى خورى در حالتى كه دويست دينار پنهان كرده اى؟! اين گفتار من براى آن نيست كه تو را از بخشش خود محروم كنم. غلام من! آنچه با خود دارى به او ده ، سپس غلام حضرت يك صد دينار به من داد. مرد ديگرى كه به پانصد درهم نيازمند است چون آوازه سخاوت و بخشش آن حضرت را مى شنود، به خدمتش مى رسد حضرت پانصد و سه درهم به او مى دهد و مسيحيان آن زمان همگى گواهى مى دادند كه اين حضرت در فضيلت و دانش و اعجاز مانند مسيح است داراى هيبت و ابهت بود و در عبادت كوشا و اغلب شب زنده دار بود.
امام دوازدهم :
مهدى، محمد بن حسن عسكرى(ع) مادرش: نرجس خاتون و در شب نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجرى در شهر سامرا بدنيا آمده است. امام زمان (عج) آخرين حجت خدا در روى زمين و آخرين جانشين پيامبر اسلام و دوازدهمين امام مسلمانان مى باشد، خداوند به اراده خود عمر حضرتش را طولانى نمود و از نظرها پنهان شد تا در آخرالزمان ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نمايد پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد.پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به ما خبر داده اند كه : مهدى موعود، زنده و پاينده است تا آن روز كه ظاهر گردد و سراسر گيتى را به تصرف در آورده و در آن دادگرى را گسترش دهد و كاخ هاى ستم را واژگون سازد هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ  او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند. بار پروردگارا ! در ظهورش شتاب كن و ما را از ياوران و دوستانش قرار بده، و چون امام زمان (عج) در خانه خود از انظار پنهان شد، مسلمانان محل غيبت آن حضرت را در سامراء زيارتگاه خود قرار داده كه اكنون آنجا به سرداب غيبت مشهور است.


- سوره آل عمران: آيه 61

- سوره نساء  آيه 86

- سوره ي آل عمران آيه 134

- سوره ي توبه آيه 33

 




موضوعات و مطالب دیگر :

اصول و فروع دین بخش (1)

اصول و فروع دین بخش (2 ) امامت

اصول و فروع دین بخش ( 3)

شرک نسبت به خدا یعنی چه ؟

ارزش صدقه برای بعد از مرگ و چهار توصیه ارزشمند

انجام اعمال به نیابت از همه

حجاب در قرآن و روایات

جواب داد به خدا اعتقاد ندارم به انسانیّت معتقدم ...



*********************************************************


عترت



نماز

  مسابقه 10 سوال پیامکی با جوایز نقدی و تبلت  قرائت زیارت عاشورا با شرکت در قرعه کشی جایزه نقدی