اصول و فروع دین بخش (3)


أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ - إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ ﴿٣﴾ *****اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ و اَبیها و اُمِّها و بَعلِها وَ بَنیها و بِنتَیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک ***** اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِل فَرَجَهُم ***** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِأذنِکَ وَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ . به نام خداوند بخشنده مهربان پروردگارا ! حالا و هميشه ، سرپرست و نگه دار دوستت حجت بن الحسن باش - كه سلام ها و درود هاي تو بر او و نياكانش باد - پيوسته رهبر و ياورش باش ، راهنمايي اش كن و مراقب او باش تا هنگامي فرا برسد كه او را بر روي زمين ساكن كني - زميني كه مردم آن ، مشتاق ديدارش باشند- و زماني دراز او را از آنچه بر زمين است بهره مند سازي ، با اذن و اجازه ات و با رحمت خودت ای مهربان ترین مهربانان !!!!!

  *****   يكشنبه ؛ 28 مهر 1398


به سایت قرآن - عترت - نماز خوش آمدید در این سایت به این سه مقوله اساسی فرهنگ و سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود.
تا که قبول افتد و که در نظر آید

wWw.Kosar14.IR



5 ـ معاد
معاد عبارت است از اين كه : خداوند انسان را پس از مردن زنده مى كند تا نيكوكاران را پاداش دهد و بدكاران را به كيفر اعمال خود برساند.
 كسى كه ايمان به خدا داشته، عمل شايسته به جا آورد، نماز بخواند، روزه بگيرد، نيت خود را خالص گرداند كودكان يتيم را پناه دهد، از مستمندان و بينوايان دستگيرى كند و اين گونه كارهاى نيك انجام دهد. خداوند او را در باغستان هاى بهشت كه در زير آن نهرهايى جارى است، مى برد و همواره در جوار رحمت بى پايان قرار مى گيرد، و كسى كه كفر ورزيد و كار ناشايسته از او سر زده و مرتكب دروغ، خيانت، قتل، دزدى، زنا، شراب خوارى و نظاير آن گرديده سزاى او آتش دوزخ و آب هاى جوشان و غذاهاى كشنده آن خواهد بود و پيوسته در اندوه و عذاب بسر خواهد برد. پيش از بهشت و دوزخ ، دو منزل را بايد طى كرد :
1 ـ منزل اول قبر است كه در آن از اعمال پرسش مى شود، و انسان پاداش كردار خود را مى چشد، چنانچه پيغمبر اكرم(ص) فرمود: قبر، يا گودالى از گودالهاى جهنم و يا باغى از باغستانهاى بهشت است.  حالت انسان در قبر مانند شخصى است كه به خواب رفته، گاهى با ديدن خواب هاى خوب خوشنود و زمانى خواب هاى پريشان ديده ناراحت مى شود با اينكه اگر كسى در نزديكى او باشد نمى داند اين شخص خوابيده اكنون در سختى و رنج بسر مى برد يا در آسايش.  زندگان نيز از مرده ها جز كالبدى خاموش و بى روح نمى بينند و  نمى توانند درك كنند كه او در رنج است، يا در استراحت. و تا برپايي قيامت در عالم برزخ به سر مي برند كه اين دوره ي زماني نيز شامل بهشت برزخي و جهنم برزخي مي باشد. كه فرد در آن باقي مي ماند تا پرونده اعمال او با اعمال ماتأخر نيز تكميل شود. زماني كه قيامت بر پا مي شود ديگر دوره برزخ به پايان مي رسد.
2 ـ منزل دوم قيامت است كه خداوند مردگان را زنده مى كند و همگى را در صحراى محشر گرد مى آورد، در اين هنگام دادگاه هاى بزرگ عدل الهى تشكيل يافته، دادرسان كه پيامبران و بندگان شايسته خدايند حضور مى يابند و به توزين و سنجش اعمال مردم مى پردازند، اين جا است كه پرونده افراد را گشوده گواهان را احضار مى كنند. دسته اى كه در دنيا رفتار و كردار شان شايسته بوده خوشبخت و گنهكاران بدبخت مى گردند، بنا بر اين بر انسان لازم است كه به قدر توانايى خويش در كارهاى نيك كوشش كند تا در آن روز كه فريادرسى نيست گرفتار بدبختى هميشگى و عذاب دائم نگردد.

فروع دين

فروع دين اسلام بسيار است و ما به ذكر ده ‏تاى آن مى‏پردازيم :
1 ـ نماز.
2 ـ روزه.
3 ـ خمس.
4 ـ زكات.
5 ـ حج.
6 ـ جهاد.
7 ـ امر به معروف.
8 ـ نهى از منكر.
9 ـ تولى.
10 ـ تبرى.
بايد دانست كه احكام و دستورات ديگرى مانند خريد و فروش، ازدواج، قصاص، ديات، قضاوت و... از فروع دين است.

اول : نماز

نماز بر دو قسم است: واجب و مستحب .

نماز واجب : نمازهاى واجب بر چند قسم است كه مهمترين آنها نمازهاى شبانه روزى است.

نماز مستحب : نمازهاى مستحبى، زياد است و مهمترين آنها نافله‏هاى شبانه روزى است.

دوم : روزه

بر هر فرد مكلف واجب است كه : در ماه مبارك رمضان اگر مريض يا مسافر يا حائض يا معذور بعذر ديگرى نباشد روزه بگيرد، روزه عبارت است از اينكه انسان پيش از اذان صبح نيت كند كه : فردا روزه مى‏گيرم قربة الى الله ، و از اول شفق تا مغرب شرعى از مفطراتى كه روزه را باطل مى‏كند دورى نمايد و مفطرات نه چيز است:

1 ـ خوردن و آشاميدن.
2 ـ جماع.
3 ـ استمناء.
4 ـ اماله نمودن با چيز روان.
5 ـ رساندن غبار غليظ به حلق.
6 ـ باقى ماندن بر جنابت تا طلوع شفق.
7 ـ فروبردن سر بزير آب.
8 ـ دروغ بستن به خدا و پيامبر و امام(ع).
9 ـ قى عمدى.
چند مسأله:
1 ـ اول ماه رمضان و اول ماه شوال، به يكى از سه چيز ثابت مى‏گردد:
ألف ـ ديدن ماه.
ب ـ دو نفر شاهد عادل شهادت دهند كه: ماه را ديده‏اند.
ت ـ حاكم شرع حكم دهد كه ماه ديده شده است.
2 ـ كسى كه در ماه رمضان روزه خود را عمداً بشكند براى كفاره آن يكى از اين سه كار را بايد بجا آورد :
ألف ـ يا شصت روز روزه بگيرد.
ب ـ يا شصت فقير را سير كند.
ت ـ يا بنده مؤمنى را آزاد كند.
3 ـ بر هر مكلفى كه مى‏تواند، واجب است در روز عيد فطر براى خود و هركه نان خور او است براى هريك نفر مقدار تقريباً سه كيلو گرم گندم، يا جو يا ذرت، بعنوان (زكات فطره) بپردازد و نيز مى‏تواند قيمت هريك را حساب كرده به فقرا رد كند.
4 ـ مستحب است در روز عيد فطر (نماز عيد) خوانده شود. (در اين مسأله اختلاف است).

سوم: خمس

خمس عبارت است از يك پنجم مال كه در اين هفت چيز واجب مى‏شود:

1 ـ سودى كه از راه تجارت، كشاورزى، اجاره مستغلات و هرنوع كسب مشروع بدست مي آيد، كه پس از گذراندن مخارج ساليانه بايد خمس آنچه پس انداز مى‏شود پرداخت گردد.
2 ـ معادن طلا، نقره، نفت، نمك، آهن و مانند آن.
3 ـ گنج، هركس گنجى را يافت خمس آن با شرايطش واجب مى‏شود.
4 ـ مال حلال مخلوط به حرام، در صورتى كه مقدار حرام و صاحب آن را نداند.
5 ـ آنچه از جواهرات دريا بوسيله فرورفتن در آب (غواصى) بدست آورند، مانند صدف و مرجان و...
6 ـ غنيمت جنگى كه در حال جنگ و يا دفاع از كفار بدست مى‏آيد.
7 ـ زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد يا به نحو ديگر به كافر منتقل شود.
خمس بدو قسمت تقسيم مى‏گردد:
1 ـ نصف آن براى سادات فقير كه نمى‏توانند كسب كنند.
2 ـ نصف ديگر آن، به مجتهد عادل داده مى‏شود كه در راه مصارف اسلامى مصرف كند.

چهارم : زكات

زكات بر نه چيز واجب است :
1 ـ خرما.
2 ـ كشمش.
3 ـ گندم.
4 ـ جو.
5 ـ شتر.
6 ـ گوسفند.
7 ـ گاو.
8 ـ طلا.
9 ـ نقره.
و زكات مال التجاره مستحب است. زكات در هشت مورد به مصرف مى‏رسد:
1 ـ فقير.
2 ـ مسكين، و آن كسى است كه از فقير سخت‏تر مى‏گذراند.
3 ـ مأمورين وصول زكات.
4 ـ كافرانى كه اگر زكات به آنها داده شود به اسلام مايل شوند.
5 ـ در راه آزاد كردن بردگان.
6 ـ بدهكارى كه نمى‏تواند وام خود را بپردازد.
7 ـ (سبيل الله) مانند ساختن مسجد و پل و هركارى كه براى مسلمانان نفع عمومى دارد.
8 ـ (ابن السبيل): مسافرى كه در سفر مانده است، گرچه در شهر خودش ثروتمند است.
اگر مردم اين دو حق واجب : (خمس و زكات) را بپردازند بر روى زمين مستمندى باقى نمى‏ماند و مصالح اسلامى تعطيل نمى‏گرديد، همانطورى كه تاريخ مسلمانان صدر اسلام كه به قوانين اسلام عزيز رفتار مى‏كردند شاهد زنده‏اى برگفتار ماست.

پنجم: حج

يكى از اركان اسلام حج است و بر هر فرد مكلفى كه قدرت داشته باشد، واجب است در مدت عمر يك بار براى انجام مراسم حج به مكه (خانه خدا) برود. مراسم حج بر دو قسم است:
قسم اول: عمره، و آن عبارت است از:
1 ـ احرام، يعنى: لباس هاى خود را در آورده و دو جامه كه به آن احرام مى‏گويند بپوشد.
2 ـ طواف عمره، يعنى: هفت بار اطراف خانه كعبه بگردد.
3 ـ نماز طواف عمره، يعنى: دو ركعت نماز مانند نماز صبح به نيت طواف عمره بخواند.
4 ـ سعى بين صفا و مروه، يعنى: هفت مرتبه مسافت بين صفا و مروه را بپيمايد (صفا و مروه دو كوه‏اند).
تقصير، يعنى: مقدارى ناخن يا موى خود را بچيند.
قسم دوم: حج و اعمال آن بدين ترتيب است:
1 ـ احرام.
2 ـ توقف در عرفات كه آن موضعى است در نزديكى مكه.
3 ـ توقف در مشعر كه آن موضعى است در نزديكى مكه.
4 ـ رفتن به منى، براى انجام اعمال سه گانه :
ألف ـ (رمى جمره) پرتاب كردن سنك بسوى پاره‏اى ازكوه.
ب ـ قربانى كردن گوسفندى يا شترى يا گاوى.
ت ـ تراشيدن سر.
5 ـ طواف زيارت، يعنى: اطراف خانه كعبه طواف نمودن.
6 ـ نماز طواف حج، يعنى: دو ركعت نماز به نيت طواف حج بجا آورد.
7 ـ سعى بين صفا و مروه، يعنى هفت مرتبه مسافت بين كوه صفا و مروه را بپيمايد.
8 ـ طواف نساء، يعنى: هفت مرتبه اطراف خانه كعبه طواف كند.
9 ـ نماز طواف نساء، يعنى دو ركعت نماز مانند نماز صبح به نيت طواف نساء بجا آورد.
10 ـ بيتوته در منى، و رمى جمره در آنجا.

ششم: جهاد

جهاد از امورى است كه بر مسلمانان واجب شده و معنى آن جنگيدن براى پيشرفت اسلام است، با چند دسته جهاد واجب است:

1 ـ با كفار و يا بت پرستان، يا منكرين خداوند و مانند آن، ولى جنگ با آنان صرفاً به خاطر فتح و پيروزى نيست، بلكه به خاطر گسترش عدالت و دادگرى در ميان مردم، و نجات زيردستان از چنگال ستمگران و اجراى دستورات عاليه اسلام و احكام الهى است، بنا بر اين تا آنجايى كه ممكن است دامنه جنگ وسعت نمى‏يابد، و هرچه زودتر به خونريزى خاتمه داده مى‏شود به همين جهت مى‏بينيم كه در تمام جنگهاى پيغمبر(ص) با اينكه متجاوز از هشتاد جنگ بود، به شهادت تاريخ مجموع تعداد كشته‏شدگان از مسلمانان و مشركين بيش از يكهزار و چهارصد نفر نبوده است.در جنگ با كفار، چنانچه طرف مقابل اسلام از اهل كتاب، مانند يهود و نصارى باشد، آنان را به انتخاب يكى از اين سه راه مختار مى‏نمايند.

اول: اسلام بياورند.

دوم: جزيه بپردازند، بدين معنى كه طبق قرارداد بايد ساليانه مقدارى از مال خود را به حكومت اسلام بپردازند، تا در راه مصالح عمومى مصرف گردد و در اين صورت مى‏توانند با آزادى عقيده در سايه حمايت اسلام بزندگى خود ادامه دهند.

سوم: جنگيدن.

اما كفارى كه اهل كتاب نيستند، آنان را به انتخاب يكى از دو راه مختار مى‏سازند:

الف ـ اسلام بياورند.

ب ـ براى جنگ آماده شوند.

2 ـ اهل ذمه در صورتى كه از شروط مقرره سرپيچى كنند، مسلمانان براى سركوبي شان با آنان مى‏جنگند، مگر آنكه باز به پيمان خود برگردند و يا مسلمان شوند.

3 ـ مسلمانانى كه بر پيشواى اسلام بشورند : آنان كسانى هستند كه از دستورات اسلام سرباز زنند بايد با اينان جنگيد تا از راهى كه رفته‏اند برگشته، و به موازين اسلام رفتار نمايند.

- القبر اما حفرة من حفر النيران او روضة من رياض الجنة

- غير از نمازهاى يوميه و نماز آيات، نمازهاى واجب ديگرى هم هست و آن عبارت است از نماز ميت، نماز طواف، نماز قضاى پدر و مادر، نمازى كه بواسطه اجاره و عهد و قسم بر انسان واجب مى‏شود و براى تفصيل هريك به رساله توضيح‏المسائل رجوع شود.

- در جاهائى كه برده فروشى مرسوم نيست اين حكم ساقط مى‏گردد.

هفتم: امر به معروف

امر به معروف از فروع مهم اسلام است، (معروف) آن است كه اسلام بدان امر نموده، و انجام آن را واجب گردانيده مانند نماز، روزه، پرداخت حقوق مستمندان و رعايت قوانين مهم اسلامى...يا آنكه اسلام بدان امر نموده ولى انجامش را واجب نكرده است، مانند، اطعام مستمندان و پذيرائى از ميهمان و اخلاق نيكو و تعليم بى‏سوادان و مانند اينها... بنابر اين امر نمودن به قسم اول واجب و به قسم دوم مستحب است: امر به معروف داراى چهار شرط است:

1 ـ امركننده بايستى اول خودش خوب و بد را تميز دهد سپس امر و نهى نمايد.
2 ـ احتمال تاثير بدهد.
3 ـ در صورتى كه طرف در عمل زشت خود اصرار ورزد.
4 ـ از امر به معروف زيان قابل توجهى روى ندهد.

هشتم: نهى از منكر

و آن نيز از فروع مهم اسلام است : مسلمانان به جهاتى چند بر ملت هاى ديگر برترى دارند، مهمترين سبب اين برترى اجراى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر است كه خداوند متعال مى‏فرمايد: (شما مسلمانان از ميان مردم بهترين ملت‏هاييد، براى آنكه به كار نيك امر و از رفتار ناشايست نهى مى‏نمائيد.

(منكر) : آن است كه اسلام ما را از آن باز داشته است مانند شراب، قمار، ربا، زنا، خوردن مال مردم بدون رضايت و مانند اينها يا آنكه اسلام آنرا مكروه دانسته است، مانند ياوه‏گوئى خوابيدن بين طلوعين و مانند آن... نهى از آنچه در اول گفتيم واجب و از مكروهات مستحب است.

شرايط چهارگانه كه در امر بمعروف گفته شد در نهى از منكر نيز رعايت مى‏گردد. نهى از منكر داراى مراتبى است:

1 ـ نهى قلبى، به اينكه قلباً از وقوع منكر بيزار باشد.
2 ـ نهى با صورت، مانند روگردانيدن از بجا آورنده منكر.
3 ـ نهى زبانى، با پند و اندرز، تا برسد به سرزنش و پرخاش.
4 ـ نهى با دست، مانند زدن، تا آنگاه كه زيان قابل توجهى پديد نيايد.

امر به معروف و نهى از منكر، دو دستور واجب و در نهايت اهميت است، تا آنجا كه پيغمبر اسلام(ص) فرمودند: (تمامى كارهاى نيك در برابر جهاد در راه خدا مانند قطره ايست، نسبت به دريا و همه كارهاى نيكو و جهاد در برابر امر به معروف و نهى از منكر مانند قطره‏اى است در مقابل دريائى بى‏كران). ولى متأسفانه كمتر كسانى هستند كه به اين دو واجب عمل كنند، حضرت باقر(ع) فرموده است: (در آخرالزمان مردمى هستند كه امر به معروف و نهى از منكر را واجب نمى‏شمارند، مگر آنجا كه براى آنان زيانى در كار نيست و پيوسته، براى خود وقت گذرانى و عذرتراشى مى‏كنند، اينجا است كه خداوند آنان را مورد خشم خود قرار خواهد داد).

نهم و دهم : تولّى و تبرّى

تولى، يعنى: دوستى خدا و پيامبران و امامان عليهم‏ السلام. تبرى، يعنى: بيزارى از دشمنان خدا و دشمنان پيامبران و امامان عليهم‏ السلام. براى اينكه : اگر كسى شخصى را دوست داشته باشد از او پيروى مى‏كند و اگر كسى با شخصى دشمن باشد از او دورى مى‏نمايد، بنا براين دوستى خدا و اولياء خدا سبب مى‏گردد كه براى نظم دنيا و پاداش آخرت از آنان پيروى نماييم.

- (كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ) سوره آل عمران: آيه 110.

 

- سوره ي توبه آيه 33

 




موضوعات و مطالب دیگر :

اصول و فروع دین بخش (1)

اصول و فروع دین بخش (2 ) امامت

اصول و فروع دین بخش ( 3)

شرک نسبت به خدا یعنی چه ؟

ارزش صدقه برای بعد از مرگ و چهار توصیه ارزشمند

انجام اعمال به نیابت از همه

حجاب در قرآن و روایات

جواب داد به خدا اعتقاد ندارم به انسانیّت معتقدم ...



*********************************************************


عترت



نماز

  مسابقه 10 سوال پیامکی با جوایز نقدی و تبلت  قرائت زیارت عاشورا با شرکت در قرعه کشی جایزه نقدی